حقوقی

خرید بک لینک
قیمت : 6000 تومان
حجم فایل : 789 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

برنامه ریزی استراتژیک برای مدیریت مخازن نفت و گاز ایران

فهرست مطالب

برنامه ریزی استراتژیک برای مدیریت مخازن نفت و گاز ایران. ۱
مقدمه. ۳
تعریف مخزن شکاف دار. ۵
فرایند جا به جایی نفت با گاز یا با آب تحت « ریزش ثقلی»۸ ۶
۱-۱٫ میدان نفتی فهود ( عمان )۳۷ ۱۸
۲-۱٫ میدان نفتی «ابکتون» (مکزیک)۴۱ ۱۹
۳-۱٫ میدان نفتی «اسپرابری» (امریکا)۴۲ ۲۰
۴-۱٫ بررسیهای آزمایشگاهی۴۴ ۲۱
۱-۲٫ تاریخچه مختصر بررسیهای میدانی. ۲۴
۱-۱-۲٫ میدان نفتی « زلتون» ( ناصر)۴۷ ۲۴
۲-۱-۲٫ میدان نفتی « قوار »۴۹ ۲۵
۳-۱-۲٫ میدان نفتی « انتظار»۵۲ ۲۶
۴-۱-۲٫ میدان نفتی « لیک ویو»۵۵ ۲۶
۵-۱-۲٫ میدان نفتی « فهود»۵۷ ۲۷
۶-۱-۲٫ میدان نفتی هفتکل۵۹ ۲۸
۷-۱-۲٫ میدان نفتی « هندیل »۶۱ ۲۹
۸-۱-۲٫ میدان نفتی « ابکتون »۶۳ ۳۰
۱۰-۱-۲٫ « دکسترا»۷۵ ۳۱
۲-۲٫ سایر تجربههای آزمایشگاهی. ۳۳
۱-۲-۲٫ آزمایش« ترویلگر و همکاران»۷۹ ۳۳
۳-۲-۲٫ آزمایشهای تخلیه نفت با روش گرانروی توسط انستیتو نفت فرانسه۸۳ ۳۴
۴-۲-۲٫ آزمایشهای سروش و سعیدی۸۶ ۳۶
۵-۲-۲٫ آزمایشهای فشار موئینگی توسط انستیتو نفت فرانسه۹۰ ۳۶
۷-۲-۲٫ آزمایشهای «هاگورت»۹۳ ۳۸
۳٫ مهم ترین عوامل اقتصادی بازیافت نفت از مخازن نفتی ایران کدامند؟. ۴۵
۱-۳٫ تزریق گاز غیر امتزاجی. ۴۶
۱-۱-۳٫ تزریق گاز هیدروکربوری.. ۴۶
۲-۱-۳٫ تزریق گاز غیر هیدروکربوری.. ۵۰
۱-۲-۱-۳٫ تزریق هوا یا تزریق گاز ازت غیر خالص…. ۵۳
۲-۳٫ تزریق گاز امتزاجی. ۵۴
۳-۳٫ تزریق «آب توان یافته»۱۲۷ ۵۷
۴-۳٫ حفاری افقی و بهبود تجهیزات روی زمینی. ۶۱
۱-۴-۳٫ بهبود تجهیزات روی زمینی. ۶۲
۱-۴٫ الگوی بهینه تخصیص گاز. ۶۴
۲-۴٫ بازار آینده نفت.. ۶۴
۶٫ جمع بندی و نتیجه گیری.. ۶۹
منابع. ۷۲
مقدمه
ایران دارای یکی از بزرگ ترین ذخایر « نفت در جا »۱ در دنیاست که حجم اولیه آن بیش از ۴۵۰ میلیارد بشکه تخمین زده میxadشود. از این مقدار حدود ۴۰۰ میلیارد بشکه در مخزن « شکاف دار»۲ و بقیه آن در مخازن « تک تخلخلی »۳ قراردارند.
از این مجموعه بیش از ۹۱ میلیارد بشکه نفت خام یعنی بیش از ۲۰ درصد قابل برداشت است. به علاوه باید توجه داشت که متوسط بازیافت نفت خام از مخازن شکاف دار تا حدودی کمتر از مخازن تک تخلخلی با همان خصوصیات است.
هدف اصلی این نوشته بررسی بازیافت اقتصادی و قابل قبول نفت از این مخازن عظیم است. این امر نهxad تنها به سود کشور ایران است بلکه سایر کشورهای جهان نیز از آن منتفع میxadشوند. برای بررسی این موضوع کلیدی لازم است هر یک از عوامل اصلی مهندسی مخازن نفت به شرح زیر مطالعه شوند.

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 173 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 13000 تومان
حجم فایل : 183.3 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

فهرست مطالب

مقدمه
۱- شرح و بیان مساله پژوهش:
۲- بررسی متون موجود:
۳- سوال اصلی:
۴- سوالات فرعی:
۵- مفروض ها:
۶- فرضیه:
۷- متغیر های اصلی تحقیق:
۸- روش تحقیق:
۹- سازماندهی تحقیق:

بخش اول : تغییر مفهوم امنیت ملی در نظام بین الملل
مقدمه
فصل اول : برداشت سنتی از مفهوم امنیت ملی
مبحث اول: مبانی تاریخی
الف:تعریف مفهوم امنیت ملی
ب: ظهور پدیده دولت های ملی
ج: امنیت دستجمعی
د: حاکمیت سیستم دو قطبی
ح: جنگ سرد
خ: در آستانه فروپا شی نظام دوقطبی
مبحث دوم: مبانی نظری برداشت سنتی از امنیت ملی
جمع بندی
پی نوشت ها

فصل دوم : برداشت نوین از مفهوم امنیت ملی
الف: فروپاشی نظام دوقطبی و پایان جنگ سرد
ب: تهدیدات نوین امنیت ملی
ج: تاثیر جهانی شدن بر تغییر مفهوم امنیت ملی
د: تهدیدات زیست محیطی
جمع بندی
پی نوشت ها
بخش دوم : تغییر برداشت جمهوری اسلامی ایران از امنیت ملی
مقدمه
فصل اول : امنیت ملی از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران قبل از پایان جنگ سرد (دهه اول انقلاب اسلامی)
الف:پیروزی انقلاب اسلامی
ب: سیاست دوگانه امنیتی
ج: برداشت اولیه جمهوری اسلامی ایران از امنیت ملی
د: قانون اساسی
ح: صدور انقلاب
خ: نهضت های آزادیبخش
ت: انقلاب اسلامی؛ تلاش در جهت تغییر وضع موجود
ث: عامل موفقیت جمهوری اسلامی ایران در اتخاذ اصل« نه شرقی – نه غربی»
ر: مقطع زمانی جنگ تحمیلی
ز: انقلاب اسلامی؛ تهدیدی بالقوه برای کشورهای حوزه خلیج فارس
س: پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تولد شورای همکاری خلیج فارس
جمع بندی
پی نوشت ها

فصل دوم : امنیت ملی از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران بعد از پایان جنگ سرد (دهه دوم و سوم انقلاب اسلامی)
مبحث اول: دوران ریاست جمهوری حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی
الف: تغییر سیاست امنیتی
ب: خروج از انزواگرایی
ج: پایان جنگ تحمیلی
د: تحولات نظام بینالملل و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران
ت: عادیسازی روابط دیپلماتیک با کشورهای عضو شورای همکاری
خلیج فارس «۷۶- ۱۳۶۸ش»
مبحث دوم: دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی
الف: دهه سوم انقلاب اسلامی؛ همکاری و تعامل در صحنه بینالملل
ب: سیاست تنشزدایی و اعتمادسازی در روابط کشورها
ج: گفت و گوی تمدنها
د: گسنرش روابط سیاسی بین ج. ا. ایران و کشورهای عضو شورای
همکاری خلیج فارس «۷۶ به بعد»
جمع بندی
پی نوشت ها

نتیجه گیری

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 191 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 7000 تومان
حجم فایل : 252.5 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

فصل اول؛ کلیات تحقیق

۱-۱ طرح مسئله

۱-۲ هدف تحقیق

۱-۳ اهمیت تحقیق

۱-۴ فرضیه تحقیق

۱-۵ قلمرو تحقیق

۱-۶ روش شناسی تحقیق

۱-۷ محدودیت های تحقیق

۱-۸ ساختار تحقیق

۱-۹ کلیه واژگان

فصل دوم؛ ادبیات و مبانی نظری تحقیق

۲-۱- جغرافیای تاریخ، اجتماعی و امنیتی

۲-۱-۱ – پیشینه نژادی ـ تاریخی

۲-۱-۲ – بررسی جغرافیایی و بستر اجتماعی ـ آیینی کردها

۲-۲ – پراکندگی کردها

۲-۲-۱- کردهای ترکیه

۲-۲-۲- کردهای عراق

۲-۲-۳- کردهای ایران

۲-۲-۴- کردهای سوریه

۲-۲-۵- بررسی مهاجرت کردها به جمهوری های سابق شوروی و غرب

۲-۳- موقعیت ژئوپولیتیکی کردستان عراق

۲-۴- بررسی ترتیبات ژئوپولیتیکی ـ نظامی کردستان عراق

فصل سوم؛ یافته های تحقیق: اوضاع سیاسی ـ اجتماعی کردستان از شکل گیری عراق تا فروپاشی رژیم بعث

۳-۱- پایان قیومیت انگلستان و شکل گیری عراق

۳-۲- مفاد قرارداد ۱۹۷۰ بین کردها و رژیم عراق

۳-۳- جنگ ایران و عراق و وضعیت کردها

۳-۴- جنگ دوم خلیج فارس و کردها

۳-۵- تحولات داخلی کردستان مستقل

۳-۶- سیاست خاورمیانه ای امریکا و مسئله کردستان

۳-۷- کردستان و فدرالیسم

فصل چهارم؛ اثبات فرضیات

۴-۱- بررسی الگوی فرالیسم قومی

۴-۲- اثبات فرضیه بین المللی شدن عراق و منافع مناقشات قومی

فصل پنجم؛ نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات

ضمائم

کتاب شناسی

مقدمه

خاورمیانه در طول سالیان در یک افق صد ساله از قرن بیستم همواره کانون بحران و بستر مناقشات متعددی بوده است. همواره بحث از اهمیت مکانی خاورمیانه و دارایی های طبیعی کشورهای این منطقه است که این حوزه از جغرافیا را به مرکزی پرنقش و ناآرام تبدیل کرده است.

اما بحث اقلیت های قومی نیز وجه دیگری از ویژگی های این منطقه است که به موضوع مناقشه آمیزی در درون دولت، میان مرزها، میان دولت ها و نهایتاً در وخیم ترین سطح آن موضوع کشمکش قومی با یک دولت مستقل است. عدم درک درست و ناکافی از حقوق اقلیت ها به ویژه اقلیت کردی که به شکل چند تکه در میان دول ایران، ترکیه و سوریه پراکنده گشته اند. همواره از مسائل بحران زای سیاسی درون دولتی و میان دولتی بوده است.

آگاهی اقلیت ها به حقوق اساسی و طبیعی خود که مورد تأکید نوانسیون حقوق اجتماعی ـ سیاسی، اعلامیه حقوق بشر و بخشهای مختلف سازمان ملل است همگی می تواند به نوعی به برجسته شدن بار ژئوپولیتیکی چنین فضاهایی بیانجامد. حمایت از گروههای قومی، مذهبی و نژادی از دیرباز در حقوق و سیاست بین الملل مطرح بوده است. ظهور کشورها در قالب های دولت ـ ملت طی قرون شانزدهم و هفدهم و پیدایش ترتیبات حقوق بین الملل که بازتابی از این نظام بود، توجه به گروه های اقلیت را ضرورت بخشید. با این حال مسئله اقلیت ها در نیمه دوم قرن بیستم به ویژه پس از فجایع جنگ جهانی دوم بار دیگر توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

از آنجایی که اساساً مسئله کرد و کردستان ریشه در مفهوم اقلیت کرد دارد، باید بیش از هر چیز به روشن ساختن مفهوم «اقلیت» بپردازیم؛ در رابطه با تعریف «اقلیت» در میثاق حقوق مدنی و سیاسی به تفصیل بحث شده است. اما تعریف کاربردی از این مفهوم را می توانیم از کاپورتورتی سراغ بگیریم؛ «اقلیت عبارت است از گروهی که در حاکمیت شرکت نداشته و از نظر تعداد کمتر از بقیه جمعیت کشور هستند، ویژگی های متفاوت قومی، مذهبی یا زبانی با سایر جمعیت کشور دارند و دارای نوعی حس وحدت منافع و همبستگی در جهت حفظ فرهنگ، آداب و رسوم، مذهب یا زبان خود هستند.» از میان اقلیت های بزرگ شرق زمین و مسائل مربوطه به آنها کردها و کردستان به دلیل جایگاه جغرافیایی و موقعیت استراتژیک و ژئوپولیتیک این سرزمین و نیز تاریخ گذشته آن و اوضاع اجتماعی مردم کرد و نیز با توجه به ساختار بی ثبات و شکننده وترکیب دموگرافیکی ناهمگون و به شدت مرکب و اوضاع جغرافیایی نامتجانس کشورهایی که کردها مهمترین اقلیت درون مرزهای آنان را تشکیل داده اند. از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

تاریخی منطقه هستند و از رو حس مقاومت آنان نیز آمیخته به شیوه های تلافی جویانه بوده است.

۲- کردستان عراق هم در ترتیبات جنگ سردی و هم نظام جهانی پس از فروپاشی عصر جنگ سرد، به دلیل جایگیری در ترتیبات سیاسی انرژی محور خاورمیانه قرار می گیرد و خود ملاحظات خاص سیاسی، انرژی = امنتی و البته نظامی دارد.

بررسی تحولات این سرزمین از مقطع تاریخی شکل گیری عراق، نگاه به مبارزات کردها با رژیم بعث و نهایتاً فروپاشی رژیم بعث و موضوع شکل گیری اولین حکومت فدرالی قومی منطقه در چارچوب حفظ تمامیت ارضی عراق از فرازهای قابل توجه این پژوهش است.

اما نکته حائز اهمیت اینکه ما با توجه به تئوری «بین المللی شدن مناقشات قومی»[۱] بر این باور هستیم که ویژگی های ژئوپولیتیکی و ترتیبات جغرافیایی سیاسی = نظامی کردستان عراق به ویژه پس از فروپاشی رژیم بعث گویای یکی از موفق ترین تجربه های حق تعیین سرنوشت مردم اقلیت با باقی ماندن در چارچوب مرزهای سیاسی کشور میزبان است. الگوی کردستان فدرالی در عراق نمونه تاریخی موفقی خواهد بود که به مثابه حلقه های تکمیل کننده زنجیره های دولت = ملتهای خاورمیانه، فضای پرتنش اقوام= ملت را پرمیکند.

فصل اول؛ کلیات تحقیق

۱-۱- طرح مسئله

مشرق زمین گهواره تمدنی زیست بزرگترین اقوام اعم از گروههای زبانی، فرهنگی و نژادی ـ قومی مختلف است. از میان اقلیت های بزرگ مشرق زمین و مسائل مربوط به آنها کردها و کردستان به دلیل جایگاه جغرافیایی و موقعیت استراتژیک ژئوپولیتیکی این سرزمین و نیز تاریخ گذشته آن و اوضاع اجتماعی مردم کرد و نیز با لحاظ نمودن ساختار سیاسی شکننده و ترکیب جمعیتی ناهمگون و وضعیت جغرافیایی نامتجانس کشورهایی که کردها مهمترین اقلیت درون مرزهای آنان را تشکیل داده اند. گروه قومیتی که در مقایسه با سایر اقوام پراکنده و گروههای اقلیتی در این منطقه سیاسی ترین آنها نیز هستند و این موضوع را از اهمیت خاصی برخوردار کرده است.

کردستان به عنوان یک واحد جغرافیایی در دو مرحله تقسیم گردیده است. نخستین تجزیه در تاریخ این سرزمین هنگامی اتفاق افتاد که درسال ۹۲۰ هـ . ق در نبرد چالدران نیروهای امپراطوری عثمانی لشکریان شاه اسماعیل صفوی را در هم شکستند، به موجب تحولات ناشی از این رخداد تاریخی بخش های وسیعی از غرب کردستان از پیکره جغرافیایی ایران جدا و ضمیمه قلمرو امپراطوری عثمانی گردید.

قرنها بعد یعنی هنگامی که امپراطوری کهن، گسترده و در عین حال پوسیده عثمانی در پایان جنگ جهانی اول از هم فروپاشید. و میان اقوام و ملل تابعه این امپراطوری تنها ملت کرد بود که نه تنها توانست به آرزوهای خویش برای تشکیل حکومت ملی جامه عمل بپوشاند بلکه سرزمین آنان میان کشورهای تازه تأسیس ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شد و به این ترتیب بخشهای مختلف کردستان تحت مالکیت کشورهایی درآمد که از نظر قوانین اداری و فرهنگ اجتماعی و شیوه حکومتی با هم کم و بیش متفاوت داشتند.

اما در این میان کردستان عراق شرایط خاص جغرافیایی= سیاسی خاصی در میان کشورهای میزبان کردها دارا بوده است. از سویی از لحاظ جغرافیایی در مرکز پراکندگی کردهاست و از سویی به لحاظ سیاسی سیاسی ترین گروه اقلیت کردها می باشد.

ناسیونالیزم کرد در عراق که پس از جنگ جهانی اول نضج گرفت زمانی که نیم بند عراق تحت قیومیت و هدایت نیروهای استعماری بریتانیا اداره می شد؛ محصول تضادها و دوگانگی های آشتی ناپذیر میان فرهنگ، آداب و رسوم، تاریخ، نژاد، زبان و … دو قوم تشکیل دهنده ساختار سیاسی عراق یعنی کردها و عربهاست. تلاش و برنامه انحصار گرایانه اعراب برای جلوگیری از حضور مشارکت کردها در ساخت قدرت سیاسی در تشدید و تقویت آن تأثیر ویژه ای نهاده است. کشمکش های درون مرزی از یک طرف و عواملی همانند وضعیت جغرافیایی ناهنگون، چگونگی استقرار جمعیت از لحاظ جغرافیایی (کردها در شمال و عربها در جنوب) و همین طور مداخله کشورهای بزرگ که منافع آنان در منطقه گاهی با منافع عراق هماهنگ و گاهی در تضاد است و نیز افزایش فشارهای سیاسی= نظامی بر کردها از سوی حکومت هایی که یکی پس از دیگری اداره امور عراق را به دست می گرفتند و با پیش گرفتن سیاست های افراطی ؟ کردها و کردستان را تحت فشارهای مضاعف قرار می دادند.

مسئله کردها و عامل جغرافیایی کردستان عراق و ملاحظات ژئوپولیتیکی آن همواره ذهن تمام رژیم های حاکم بر بغداد را به خود مشغول داشته است چه بسا دولت هایی که در پی ناکامی در حل مسائل کردستان از قدرت بر افتاده اند و عده ای دیگر نیز با توسل به ابزار و سلاح سرکوب سعی کرده اند صورت مسئله کردستان عراق را پاک کنند.

و در این پایان نامه با بررسی پایه ای از مسائل کردستان و نیز نگاهی به روند تاریخی این بحران با تکیه بر عوامل تقسیم کردستان از دید ژئوپولیتیکی و بستر بحران زای جغرافیایی= امنیتی آن تلاش می شود حتی حل مسئله کردستان در قالب شکلی از فدرالیسم پس از فروپاشی رژیم بعث، در چارچوب تئوری «بین المللی شدن منافع و تهدید یک بحران قومی» به تحلیل ژئوپولیتیکی دست پیدا کنیم و قادر به ارائه پیش بینی در خصوص آینده و روابط عراق با همسایگانش باشیم و از سوی دیگر ملاحظات این تحولات را هم بر امنیت ملی ایران در نظر بگیریمc


حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 185 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 22000 تومان
حجم فایل : 1.4 مگابایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده …………………………………………………………………………………………………………………. ۱

فصل اول : کلیات پژوهش

۱- طرح مسئله……………………………………………………………………………………………………… ۲

۲- سئوال اصلی ……………………………………………………………………………………………………. ۵

۳ – سئوالات فرعی ……………………………………………………………………………………………… ۵

۴ – فرضیه اصلی ………………………………………………………………………………………………… ۵

۵ – قلمرو تحقیق ………………………………………………………………………………………………… ۵

۶ – روش تحقیق………………………………………………………………………………………………….. ۵

۷ – متغیرها…………………………………………………………………………………………………………. ۶

۸ – انگیزه انتخاب موضوع……………………………………………………………………………………….. ۶

۹ – اهداف انتخاب موضوع ……………………………………………………………………………………… ۶

۱۰ – بررسی ادبیات موجود …………………………………………………………………………………….. ۷

۱۱ – تعریف مفهومی متغیرها …………………………………………………………………………………… ۷

۱۲- تعریف مفاهیم کلیدی ……………………………………………………………………………………….. ۹

۱۳- ساختار تحقیق……………………………………………………………………………………………….. ۱۰

فصل دوم : آخرین موج از تئوریهای روابط بین المللی ؛ نظریه رژیم های بین المللی

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………. ۱۱

گفتار اول : اهمیت و جایگاه رژیم های بین المللی………………………………………………………… ۱۴

الف – ساختار گرایان …………………………………………………………………………………. ۱۷

ب – پیروان گروسیوس……………………………………………………………………………….. ۲۶

ج – ساختار گرایان تعدیلی…………………………………………………………………………… ۳۲

گفتار دوم : بنیان های مفهومی و تئوریک رژیم های بین المللی………………………………………… ۳۴

الف – بنیان های مفهومی رژیم های بین المللی…………………………………………………. ۳۹

ب – اجزاء تشکیل دهنده رژیم های بین المللی………………………………………………… ۳۹

ج – ویژگی های رژیم های بین المللی ………………………………………………………….. ۴۲

د – انواع رژیم های بین المللی……………………………………………………………………… ۴۲

ه – گروه بندی رژیم های بین المللی……………………………………………………………….. ۴۵

و – رژیم های رسمی سیاستگذار و عملیاتی……………………………………………………… ۴۶

ی – عوامل موثر در تشکیل رژیم های بین المللی و رویکردهای نظری…………………… ۴۶

گفتار سوم : دلایل به وجود آمدن مشکلات تغییرات ،

و نیز نقش و کارکرد رژیم های بین المللی ………………………………………………………………..۶۴

الف – مشکلات ماهوی و بنیادین رژیم های بین المللی………………………………………..۶۴

ب – مشکلات ساختی و شکلی ……………………………………………………………………..۶۵

ج – مشکلات تصمیم گیری و تصمیم سازی ……………………………………………………..۶۷

د – نقش و کارکرد رژیم های بین المللی ………………………………………………………..۶۹

ه – جایگاه حقوقی رژیم های بین المللی …………………………………………………………۷۰

و – پارادایم های تحلیلی رژیم های بین المللی ……………………………………………….. ۷۳

ی – علل و عوامل موثر در تغییر رژیم های بین المللی……………………………………….۸۵

نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………….۹۰

فصل سوم : رژیم های امنیتی بین امللی و مقایسه دیدگاه های دیدگاه امریکا و روسیه

مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………۹۲

گفتار اول مفهوم امنیت ، بازدارندگی ، کنترل تسلیحات و خلع سلاح …………………………………۹۳

الف – مفهوم امنیت ……………………………………………………………………………………۹۳

ب – باز دارندگی و مراحل مختلف مسابقه تسحیلاتی امریکا و روسیه (شوروی سابق) ۹۵

ج – کنترل تسلیحات و خلع سلاح………………………………………………………………..۱۰۵

۱ – کنترل تسلیحات و خلع سلاح در پس از جنگ سرد …………………………………..۱۰۷

۲ – کنترل تسحیلات و خلع سلاح پس ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ …………………………………۱۱۱

گفتار دوم : دیدگاه های امریکا و روسیه نسبت به قرار دادهای ABM و طرح سپر دفاع ملی

موشکی NMD …………………………………………………………………………………………………114

الف – گفتگوهای محدودیت سلاح های استراتژیک………………………………………….۱۱۹

۱ – قرارداد سالت یک ………………………………………………………………………………۱۱۹

۲ – قرار دادسالت دو ……………………………………………………………………………….۱۲۰

۳ – قرار دادهای استارت یک ، دو ، سه ،………………………………………………………۱۲۰

۴ – قرار داد سورت ………………………………………………………………………………….۱۲۰

ب – سیستم دفاع ملی موشکی NMD و دیدگاههای موافقین و مخالفین آن ………… ۱۲۱

۱ – سیستم دفاع ملی موشکی NMD و واکنش روسیه به آن. ……………………………….۱۲۵

۲ – پیامدهای استقرار سیستم دفاع ملی موشکیNMD …………………………………………..129

۳ – اثرات سپر دفاع ملی موشکی بر کنترل تسلیحات……………………………………………… ۱۲۹

ج – طرح سپر دفاع ملی موشکی NMD و حادثه ۱۱ سپتامبر………………………………….۱۳۱

گفتار سوم : رژیم بین المللی کنترل و مهار موشکی MTCR و نظامنامه موشکی ICOC ……….135

الف – رژیم مهار و کنترل فناوری مشکی MTCR ……………………………………………….137

ب - دلایل کارایی و عدم کارایی رژیم کنترل و مهار فن آوری موشکیMTCR ……..142

ج – ایجاد نظام نامه یا کردار نامه موشکی ICOC ………………………………………………….148

د – رژیم کنترل صادرات تسلیحات و دیدگاه های روسیه و امریکا …………………………..۱۵۱

گفتار چهارم : کنوانسیون های منع سلاح های بیولوژیک و منع سلاح های شیمیایی

CW – BWC……………………………………………………………………………………………………………….161

الف – کنوانسیون منع گسترش ، تولید و ذخیره سازی سلاح های بیولوژیک ( BWC)161

ب – کنوانسیون ممنوعیت کاربرد سلاح های شیمیایی (CWC)……………………………….171

گفتار پنجم : دو رژیم امنیتی خلع سلاح هسته ای جهان (CTBT, NPT )…………………………..176

الف – نگاهی به مبانی نظری انرژی هسته ای …………………………………………………………۱۷۸

ب – آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA ) ……………………………………………………..182

ج – معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای ( NPT)………………………………………….185

د – رژیم امنیتی منع جامع آزمایشات هسته ای(CTBT )…………………………………………191

گفتار ششم : رﮊیم امنیتی ناتو ، رﮊیم کنترل تسلیحات متعارف (CFE ) و بحث سامانه دفاعی موشکی در لهستان و چک ………………………………………………………………………………………………۱۹۸

الف – رﮊیم امنیتی بین المللی ناتو ، ارزیابی جایگاه آن در محیط امنیت بین المللی…….۱۹۸

ب – سپر دفاع موشکی در لهستان و چک و شکاف در رﮊیم امنیتی………………………….۲۱۳

ج – رﮊیم کنترل تسلیحات متعارف یا نیروهای متعارف در اروپا (CFE )………………….219

نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………..۲۲۶

فصل چهارم : نگرش امریکا و روسیه به پرونده هسته ای ایران

مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………….۲۲۸

گفتار اول : تاریخچه روابط هسته ای ایران و امریکا پس از انقلاب…………………………………………۲۲۹

الف – سیر تعاملات ایران و آمریکا در خصوص مسائل هسته ای ……………………………..۲۳۱

ب – استراتژی سیاست خارجی امریکا در دوره بوش پسر در قبال ایران ……………………۲۳۴

گفتار دوم : دیپلماسی هسته ای امریکا در قبال ایران …………………………………………………………….۲۳۶

الف – برنامه هسته ای ایران از دید امریکا ………………………………………………………………۲۳۸

ب – سیاست های امریکا برای مقابله با برنامه های ایران …………………………………………۲۴۱

گفتار سوم : اتهامات ایالات متحده علیه فعالیتهای هسته ای ایران ………………………………………….۲۴۵

الف – اتهامات فنی …………………………………………………………………………………………….۲۴۵

ب – تحلیل اقتصادی…………………………………………………………………………………………..۲۴۶

گفتار چهارم : سیاست خارجی ایران و روسیه در قبال یکدیگر ……………………………………………۲۴۸

الف – زمینه های همکاری ایران و روسیه……………………………………………………………..۲۵۳

ب – زمینه های همکاری اقتصادی در سطح جهانی ………………………………………………۲۵۴

گفتار پنجم : تغییر نگرش روسیه در خصوص پرونده هسته ای ایران از حالت بازی با ایران تا رأی مثبت به قطعنامه بر علیه ایران ……………………………………………………………………………………………۲۵۶

نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………..۲۶۲

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………۲۶۴

پیوست ها و ضمائم :

پیوست (الف ) گاه شمار هستهای در سال ۱۳۸۵……………………………………………………..۲۷۲

پیوست (ب ) سیر برنامه اتمی ایران در سال ۱۳۸۶…………………………………………………..۲۷۷

کتابنامه

الف ) کتب فارسی ………………………………………………………………………………………………۲۸۱

ب ) مقالات فارسی …………………………………………………………………………………………….۲۸۷

ج ) نشریات فارسی ……………………………………………………………………………………………۲۹۲

د ) جزوات درسی ………………………………………………………………………………………………۲۹۳

و ) پایان نامه ها و رساله ها ………………………………………………………………………………….۲۹۴

ه ) منابع اینترنتی و خبر گزاری ها …………………………………………………………………………۲۹۶

ی ) منابع انگلیسی ………………………………………………………………………………………………۲۹۷

چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………۳۰۰

فهرست جداول

جدول ۲- ۱ جدول مفاهیم کلیدی رژیمهای بین المللی…………………………………………………………..۸۸

چکیده :

در فضای پس از جنگ سرد تا زمان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و از حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر تا زمان حال ، رﮊیم های بین المللی بخصوص رﮊیم های امنیتی بین المللی دستخوش تغییرات و تحولات عمده ای گردیده اند . اگر چه رﮊیم های امنیتی بین المللی از دیر باز مطرح بوده نظیر : کنسرت اروپایی ، پس از جنگ های ناپلئونی ، اما عمدتا رﮊیم های امنیتی پدیده ای قرن بیستمی هستند که به دولتها این اجازه را میدهند که از مشکلات و تنگناهای امنیتی بگریزند . رﮊیم های تمام عیار امنیتی تنها در قرن بیستم و به ویژه با شروع جنگ سرد رو به گسترش گذاشتند . اما کار آمد بودن اینگونه رژیم ها اغلب مورد تردید قرار گرفته است . بعضی از رژیم های امنیتی بزرگ مانند : سالت یک ( ۱۹۷۲ ) و سالت دو ( ۱۹۷۹ ) که به منظور کنترل رقابت تسلیحاتی بین ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق طراحی شده بودند ، در حقیقت رژیم های بی اعتباری بودند . مطابق تعریف رژیم های امنیتی ، وجود عناصر ضمنی و سریع و باور های مشترک در میان بازیگران ، به رغم اختلافات مبنایی ، موجب تعیین محدودیت های خاص در رفتار بازیگران می شود . این در حالی است که تعابیر متفاوت منافع ژئواستراتژیک امریکا و روسیه ، در نظام بین المللی موجب شکاف در برداشت رژیم های امنیتی ، اولا توسط صاحبان قدرت انجام می شوند ، ثانیأ مکانیزم های همکاری را شکل می دهند که در میان دولتها و سایر بازیگران دیگر ایجاد اعتماد و امنیت کرده و به ثبات نظام بین المللی کمک می کنند ، ثالثأ رژیم ها توسط عوامل متعددی که عمده ترین آن قدرت می باشد دستخوش تغییر می شوند . در واقع صاحبان اصلی قدرت ، همانا ایالات متحده امریکا ابر قدرت چهار بعدی ( فرهنگی ، سیاسی اقتصادی و نظامی ) و فدراسیون روسیه ابر قدرت تک بعدی ( نظامی ) هستند که رژیم های امنیتی را شکل می دهند و همین قدرتها هستند که زمینه ساز تغییر و نابودی رژیم های امنیتی می گرند . بر این اساس سعی شده است در این رساله به مقایسه دیدگاه های امریکا و روسیه نسبت به رژیم های امنیتی بین المللی پرداخته شود که این رژیم ها شامل NPT , PTBT , سالت ۱و ۲ MTCR استارت ۱ و ۲ و ۳ CWC , BWC , CFE , NATO , IAEA , SORT , ICOC , NMD , ABM , CTBT …. می باشند . همچنین به بررسی نظریه رژیم های بین المللی و نگرش امریکا و روسیه نسبت به پرونده هسته ای ایران نیز پرداخته می شود .

فصل اول

کلیات پژوهش

۱ – طرح مسئله

پس از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد جهان شاهد آن بود که از دل ابر قدرت شرق پانزده جمهوری تحت عنوان کشورهای مستقل مشترک المنافع موسوم به CIS ها پدید آمد و مهمترین آنها که میراث دار واقعی شوروی سابق بود جمهوری فدراتیو روسیه می باشد ، روسیه در بدو امر پس از پدید آمدن دچار مشکلات فزاینده داخلی بوده به همین دلیل از بسیاری از مواضع سابق عقب نشینی نمود ، علت دیگر آن قدرت باز دارندگی نظامی امریکا و تاثیر آن بر ناتو شوروی امنیت می باشد . در این دوران امریکا به عنوان پیروز اصلی جنگ سرد در صدد ایجاد ساختار هژمونیک و طراحی نظام بین الملل و فضایی دو راستای نظم نوین جهانی که جرج بوش پدر آنرا مطرح کرده ، بوده است . در این ساختار امریکا در رأس هرم قدرت جهانی به عنوان یک هژمون قرار

می گرفت و در صدد تک قطبی کردن جهان و نگرش به بین الملل گرایی بوده ، در واقع نظم نوین جهانی دارای دو موج بوده ، موج اول در پی حمله عراق به کویت در ۲ اوت ۱۹۹۰ و حمله نیروهای اختلاف بین المللی به رهبری امریکا صورت گرفت و موج دوم آن حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بوده است . در موج اول هدف بیرون راندن عراق از کویت و تضمین جریان نفت و دوم مقابله با تروریسم بین الملل بوده است . در فاصله پایان جنگ سرد تا حوادث ۱۱ سپتامبر به دلیل اشاعه سلاح های هسته ای و سلاح های کشتار جمعی (WMD) و بروز تهدیدات امنیتی ، پیمان های امنیتی بسیاری میان امریکا و روسیه به امضاء رسید که در واقع ادامه همان قرار دادهایی بود که در زمان جنگ سرد در چهار چوب رژیم های بین المللی کنترل تسلیحات خلع سلاح و باز دارندگی صورت گرفت که می توان به پیمان NPT در سال ۱۹۶۸ SALT 1 در سال ۱۹۷۲ SALT 2, در سال ۱۹۷۹ و رژیم بین المللی کنترل و مهار فناوری موشکی MTCR اشاره کرد . اولین پیمان امنیتی بین روسیه و امریکا در بحبوحه فروپاشی شور ی START(1) بود که در سال ۱۹۹۱ به توافق طرفین رسید ، در سال ۱۹۹۳ START(2) مطرح گردید اما دومای روسیه به دلیل هزینه بالای آن و گسترش ناتو به شرق با ن مخالف نمود اما به هر حال در ۹۷ به تصویب دوما رسید در همین سال START (3) مطرح گردید . در این دوران پیمان های دیگری در چهارچوب رژیم های امنیتی بین المللی به امضاء رسید . نظیر کنفرانسیون منع سلاح های شیمیایی (CWC) و کنوانسیون منع سلاح های بیولوژیک (BWC) و پیمان NPT که در سال ۱۹۹۵ به طور نامحدود امضا گردید و در سال ۱۹۹۶ پیمان منع جامع آزمایشات هسته ای CTBT مورد توافق قرار گرفت . در دستور کار همکاری های امنیتی روسیه و امریکا پس از دوران کمونیسم موارد زیر مطرح بوده .

۱ – حفظ ثبات هژموفیک

۲ – بر چیدن جنگ سرد

۳ – جلو گیری از تکثیر سلاح های کشتار جمعی

۴ – مورد توجه قرار دادن بی ثباتی های منطقه ای . با وجود این مسکو باید مداخله جویی نظامی امریکا ، برنامه دفاعی موشکی نا محدود آن استقرار نیروهای امریکایی در جمهوری های سابق شوروی و مهم تر از همه اینها واقعیت برتری نظامی گسترده امریکا را در نظر بگیرد . پس از نابودی بلوک شرق ، پیمان ناتو که در چهار چوب رژیم های امنیتی بوده دچار بحران هویت گردید اما با استراتژی امریکا مبنی بر گسترش به سمت شرق جان دوباره یافته و از بعد آتلانتیکی به فرا آتلانتیکی تغییر نگرش داده که با مخالفت شدید روسیه مواجه شد . چرا که ناتو در حیاط خلوت روسها ، آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی نفوذ کرده بود و برای سد آن روسها با همکاری چین پیمان شانگهای ۵ را به وجود وردند که با پیوستن ازبکستان به آن در سال ۲۰۰۱ به سازمان همکاری شانگهای(SCO)تغییر نام داد . اما حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که تحولی شگفت در اوایل هزاره سوم محسوب می شود باعث امنیتی و نظامی شدن محیط بین الملل گردیده و تمامی الگوهای نوین قدرت را که از پی فرو پاشی کمونیسم شکل گرفته بود را منسجم تر نمود در این چهار چوب امریکا در جهت تنظیم نظام تک قطبی و یک جانبه گرایی گام برداشته و استراتژی تفوق را مناسب ترین الگو برای رهبری در جهان مد نظر قرار داد و جرج واکر بوش خواهان افزایش هزینه های نظامی ،حضور گسترده تر و تهاجمی تر در جهان و تقویت نهادهای امنیتی گردید ،روسیه در این دوران چاره ای جز پشتیبانی و حمایت از امریکا در در مقابله با تروریسم و پیروی از طرح جنگ پیشدستانه و پیشگرایانه نو محافظه کاران نداشت اما حوادث ۱۱ سپتامبر تاثیر عمیقی بر رژیم های امنیتی بین المللی داشته است ، برای نمونه خروج امریکا از پیمان دو جانبه با روسیه تحت عنوان ABM یا پیمان ضد موشکهای بالستیک را می توان نام برد که این پیمان در واقع سنگ بنای روابط هسته ای امریکا و شوروی سابق و روسیه فعلی است و اجرای طرح پر هزینه NMD سپر دفاع موشکی ملی که از ۵۰ ایالت امریکا از زمین ، دریا و هوا محافظت می کند و ایجاد چالش در MTCR می باشد . امریکا از طریق رژیم های امنیتی نظیر CTBT, NPT در صد تحمیل اراده خود به سایرین است در این حین روسیه با وجود رئیس جمهور پراگماتیست و عملگرای خود پوتین در صدد گرفتن امتیاز از امریکا بوده و پیمان SORTاز سوی محققان نوعی امتیاز از سوی امریکا به روسیه تلقی می گردد . در سالهای اخیر روسیه بدنبال احیاء مجدد قدرت خود بوده و به مقابله امریکا در راستای سیاست یکجانبه گرایی ن پرداخته و خواهان چند جانبه گرایی در تمامی عرصه هاست نمونه بارز مخالفتهای روسیه سخنرانی اخیر پوتین در کنفرانس امنیتی مونیخ ، مخالفت با استقرار سامانه دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک ، مخالفت با استقلال کوزوو در شبه جزیره بالکان ، استفاده از حربه انرژی برای به زانو در آوردن کشورهای غرب گرای حاشیه ای خود ، خروج از پیمان کنترل تسحیلات متعارف (CFE) تقابل با امریکا در منطقه قطب شمال بر سر ذخایر نفت و گاز افزایش هزینه های نظامی و انجام مانور نظامی با اعضای شانگهای است . در کل روسیه و امریکا در صدد تعریف جدیدی از رژیم های امنیتی بین المللی و ساختار نظام بین الملل در راستای منافع ملی خویش می باشند . در اینجا منظور از ساختار نظام بین الملل مجموعه عوامل تاثیر گذار در سمت گیری سیاست خارجی هر کشور است که مجموعه فرصتها ، امکانات و محدودیت ها را در اختیار سیاستگذاران قرار می دهد و منظور از رژیم های بین المللی مجموعه : اصول . هنجارها . قواعد و فرایند های تصمیم گیری که به طور مستقیم و غیر مستقیم با اهداف مشترک اعضا مطابقت داشته و در محدوده مشخصی از جغرافیای روابط بین الملل متمرکز بوده است در جهان امروز امریکا و روسیه دیگر دشمن یکدیگر نیستند ولی متحد یکدیگر هم نیستند و حتی تبدیل به شرکای کاملی نیز نشده اند ، بلکه بیشتر در صدد امتیاز گیری از یکدیگر و توسعه نفوذ خود در عرصه جهانی می باشند .

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 187 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 10000 تومان
حجم فایل : 94.9 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

مقدمه……………………………… ۱

ـ فصل اول

سیری در تاریخ؛ آرماگدونگراها کیستند و چه میگویند ۴

انحراف در مسیحیت و بازگشت به آموزههای یهود ۱۱

پیوریتنها و نفوذ یهودیت در امریکا……. ۱۸

شکلگیری جریان مسیحیت صهیونیستی در امریکا ۲۳

آرماگدون چیست؟…………………….. ۲۶

منابع فصل اول……………………… ۴۰

ـ فصل دوم

خاستگاههای قدرت یهودیان در امریکا……. ۴۴

خاستگاه اول: ویژگیهای جامعه یهود…….. ۴۶

خاستگاه دوم: لابی یهودیان……………. ۵۲

خاستگاه سوم: حضور در قوای مقننه و مجریه امریکا ۵۷

خاستگاه چهارم: رسانهها……………… ۶۲

تلویزیون و رادیوی امریکا و نفوذ یهودیان…… ۶۳

مطبوعات امریکا و نفوذ یهودیان……………. ۶۵

سینمای جهان و نفوذ یهودیان………………. ۶۹

منابع فصل دوم……………………… ۸۴

ـ فصل سوم

تاثیر آرماگدون گرایی بر سیاست خارجی امریکا ۸۷

دلایل استراتژیک حمایت امریکا از اسرائیل . ۹۰

بررسی تاریخی روابط آمریکا و اسرائیل….. ۹۱

دوران جرج بوش پسر، ۱۱ سپتامبر و رابطه با اسرائیل ۱۰۲

آینده روابط امریکا و اسرائیل……….. ۱۰۹

خوب در مقابل شیطان………………… ۱۱۴

جنگ عراق و ایده آرماگدون…………… ۱۱۸

منابع فصل سوم…………………….. ۱۲۲

ـ فصل چهارم

تاثر آموزههای دینی مسیحیان صهیونیست بر جریان نظریهپردازی در دانشگاهها………………………….. ۱۲۴

آراء فرانسیس فوکویاما……………… ۱۲۷

فوکویاما و تعبیر اسلام فاشیستی………. ۱۳۱

آراء ساموئل هانتینگتون…………….. ۱۳۶

برخورد تمدنها و ساموئل هانتینگتون…… ۱۴۱

منابع فصل چهارم…………………… ۱۴۶

نتیجهگیری…………………………۱۴۷

مقدمه:

روایت ادیان مختلف از آخرالزمان بخش مهمی از هویت جامعه بشری را شکل داده است. به طوری که بسیاری از تعاملات بشر به ویژه در سطح بینالمللی و نحوه این روابط ریشه در رویکردی دارد که پیروان ادیان مختلف به آخر الزمان دارند و ویژگیهای قابل تأملی را متوجه الگوی رفتاری کشورها کرده است.

رویکردی که هر قوم به این موضوع دارد نوع مأموریت آن قوم را مشخص میکند. این مأموریت به ابعاد گوناگون زندگی این قوم یعنی فرهنگ، اقتصاد، سیاست داخلی و سیاست خارجی تسرّی پیدا میکند و در واقع یکی از عوامل کلان در سامان بخشی سیاستهای یک کشور است. پیشبرد جهان به سمت الگویی که برای آخرالزمان ترسیم شده یکی از دغدغههای اصلی پیروان ادیان مختلف است. در این الگو حق و باطل تعریف شده است و این درگیریهای زیادی را بین ملتهای مختلف شکل میدهد. یکی از این روایتها، روایت کتاب عهد عتیق از برخوردی است که در آخرالزمان پدید میآید. این روایت که به «هارو مجدون» یا «آرماگدون» معروف است امروز شکل دهنده بخش عظیمی از رفتاری است که در درون جهان صورت میگیرد و جهان بیرون از آن را نیز دستخوش تحول کرده است. همانطور که در صفحات بعدی به خوبی توصیف خواهد شد ایالات متحده آمریکا بعد از انحراف مسیحیت پروتستانی و نزدیک شدن ایدههای آن با ایدههای صهیونیسم یهودی به شدت تحت تأثیر این روایت تفوق جویانه از آخرالزمان قرار گرفته است. اگرچه سیاستهای اعلامی ایالات متحده مبتنی بر اصول مکتب سکولاریسم معرفی میشود، اما سیاستهای اعمالی این دولت به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم براساس اصول مذهبی و دینی بنا شده است. اشاره بوش «به جنگهای صلیبی» بعد از ضد واقعیت «یازدهم سپتامبر» و تشابه این دو پدیده به یکدیگر گویای عمق و ریشههای مذهبی در افکار «سیاست سازان» جامعه آمریکا دارد. بنابراین آمریکا دارای نظام ارزشهایی است که از آن میتواند به ایدئولوژی تعبیر نمود و نومحافظهکاری آمریکا به شدت تحت تأثیر این ارزشها قرار دارد. این ایدئولوژی پیوند عمیقی بین صهیونیسم و پروتستانیسم ایجاد کرده است که سیاست خارجی آمریکا را تعیین میکند. در این راستا بوش به شدت تحت تأثیر کشیشهای مسیحی است که از آنها به عنوان «صهیونیستهای مسیحی» نام برده می شود. این دسته بقای آمریکا را منوط به بقای اسرائیل میدانند و به ائتلاف خیر (اسرائیل و آمریکا) در مقابل ائتلاف شر (مسلمانان و ادیان دیگر) تأکید دارند. بنابراین صدور ارزشهای آمریکای حالتی مذهبی به خود گرفته است.

در این تحقیق تلاش میشود تأثیر ایده مذهبی آرماگدون بر سیاست خارجی ایالات متحده مورد بررسی قرار گیرد.

برای ترسیم مسیر مطالعاتی موضوع تحقیق لازم است ابتدا از ریشه بحث که ایده «صهیونیسم» است آغاز کنیم.

«صهیونیسم» اندیشهای سیاسی است که معتقد است در کتاب عهد عتیق (تورات) به یهودیان وعده داده شده به ارض موعود که خداوند به ابراهیم و اخلافش وعده داده بازخواهند گشت. براساس این ایده در کتاب مقدس یهودیان محدوده این سرزمین از نیل تا فرات مشخص شده است. در متنی منسوب به ارمیای نبی آمده است «سرانجام روزی اسرائیلیهای پراکنده در جهان دوباره در این سرزمین جمع خواهند شد. آنها دوباره خواهند آمد و بر فراز ارتفاعات صهیون آواز خواهند خواند.» (۱)

جنبش صهیونیستی در واقع حرکتی مستقل و متکی به خود نبود؛ بلکه همزمان با رشد رقابتهای استعماری و امپریالیستی در اروپا به وجود آمد. اندیشه صهیونیسم صهیونیستی، یعنی بازگشت به فلسطین و تأسیس حکومت اسرائیل، در اصل از سوی قدرتهای استعماری رقیب در اروپا مطرح شد و بعدها بورژوازی یهود نیز برای دستیابی به اهداف خود، با سرمایه داری اروپا همدست شد و حرکت صهیونیستی را بنا نهاد. واژه «صهیونیسم» نخستین بار از سوی «ناتان بیرن بام»، یک یهودی اتریشی، در مقالهای که در سال ۱۸۸۶ انتشار یافت، مطرح شد. او مفهوم این واژه را «استقرار دوباره ملت یهود در خاک فلسطین معنا کرده است. (۲)

اندیشه تأسیس دولتی برای قوم یهود، سابقهای استعماری دارد و به زمان «ناپلئون بناپارت» باز میگردد. او در سال ۱۷۹۹ با صدور فرمانی از یهودیان خواست تا تحت لوای وی جمع شوند و در مقابل به آنها وعده داد تا سرزمین مقدسی را در اختیار آنان قرار دهد و عظمت و شکوه اورشلیم باستانی را زنده کند. (۳)

در این زمینه اعضای مجمع بزرگ پاریس میگویند:

«بناپارت در اندیشه حضور و نجات سیاسی یهودیان در سرزمین مصر یا کرانههای رود اردن بوده است. ما در این مورد هیچ تردیدی نداریم، ... این مرد بزرگ، اندیشه استقرار دوباره یهودیان را در فلسطین در سر میپروراند و بازگرداندن یهودیان به فلسطین، جزئی از طرحهای وی را در قبال مصر ـ که وی هرگز از آن دست برنداشت ـ تشکیل میداده است.» (۴)

اما تسلط ناپلئون بر منطقه، بیش از سه سال طول نکشید و با شکست فرانسه از انگلیس، نیروهای انگلیسی جایگزین نیروهای فرانسوی شدند. سیاست انگلیس این بود که با سیطره بی رقیب ناوگان خود بر آبهای منطقه و از راه حفظ امپراطوری عثمانی به عنوان سدی در برابر طمع کشورهای دیگر اروپا، منطقه را برای خود حفظ کند. در همین راستا انگلیس، نخستین کنسولگری غرب را در سال ۱۸۳۹م. در قدس بنا نهاد و بیشتر فعالیت آن را به حمایت از یهودیان مهاجر اختصاص داد. (۵)

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 180 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 12000 تومان
حجم فایل : 146.2 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

پیشگفتار………………………………

مقدمه و کلیات………………………….

بخش نخست: مبانی نظری بحث

فصل اول: نظام سیاسی و اجزای آن…………..

۱- نظام و کارکردگرایی…………………

۲- نظام سیاسی………………………..

۳- ساختار سیاسی………………………

۴- فرهنگ سیاسی…………………………..

۵- کار ویژهxadهای/ نظام سیاسی…………….

منابع فصل اول……………………….

فصل دوم: مفهوم رشد و توسعه اقصادی………..

۱- ارتباط رشد و توسعه اقتصادی………….

۲- ارتباط بخش خصوصی با رشد اقتصادی……..

۳- نگاهی اجمالی به الگوهای مهم توسعه اقتصادی

منابع فصل دوم……………………….

فصل سوم: نظام سیاسی و روند توسعه اقتصادی….

۱- ارتباط عملکرد نظام سیاسی با توسعه اقتصادی

۲- نقش مثبت یا منفی نظام سیاسی در روند توسعه اقتصادی

منابع فصل سوم……………………….

فصل چهارم: پیشینه تاریخ ایران و اروپا…….

۱- وضعیت نظام سیاسی، اقتصادی اروپا و نحوه شکلxadگیری آن

۲- بررسی تطبیقی وضعیت نظام سیاسی و اقتصادی ایران با اروپا

منابع فصل چهارم…………………………

بخش دوم: نظام سیاسی و توسعه اقتصادی بعد از انقلاب اسلامی

فصل اول: چشمxadانداز تاریخی………………..

۱- دولت و اقتصاد قبل از نقلاب…………..

۲- عامل اقتصاد در پیروزی انقلاب…………

منابع فصل اول……………………….

فصل دوم: شکلxadگیری نظام سیاسی و اقتصادی…….

۱- نظام سیاسی و قانون اساسی……………

۲- مفهوم اقتصاد اسلامی و توسعه………….

منابع فصل دوم……………………….

فصل سوم: عملکرد نظام سیاسی در بُعد توسعه اقتصادی

۱- انتخاب برنامهxadهای اقتصادی……………

۲- اجرای برنامهxadهای اقتصادی…………….

منابع فصل سوم……………………….

فصل چهارم: ارزیابی چند معیار در روند توسعه اقتصادی

۱- تقویت قانون و نظم………………….

۲- آزادی مطبوعات……………………..

۳- امنیت و ثبات سرمایهxadگذاری……………

۴- مشارکت عمومی و عزم ملی……………..

نتیجه……………………………… xad

کتابxadنامه

۱- نظام و کارکردxadگرایی

هنگامی با دقت به محیط اطراف خود نظر کنید دستگاههای با اجزای معین، هماهنگ و منظمی ملاحظه خواهید کرد که کارکرد آنها به خاطر رسیدن به یک هدف کلی میxadباشد. در صورتی که در یکی از اجزای اختلال یا نارسایی ایجاد شود هدف کلی آن سیستم مختل میxadشود. و نظام مهندسی آن به هم میxadخورد. هم مانند بدن انسان که قلب، مغز و دیگر اعضا تشکیل شده است و با کارکردی همxadآهنگ تعادل زیستی را حفظ میxadنماید.

با آغاز قرن ۱۹ میلادی دانشمندان به اکتشاف بزرگی در علوم طبیعی دست یافتند و با اختراع ساعت، هواپیما و … این نظام مهندسی را که در طبیعت موجود بود به کار گرفتند. اما با گسترش علم اثباتی در حوزه علوم اجتماعی که تحت پوشش جامعهxadشناسی سیاسی شکل کاملا جدیدی به خود گرفت علوم طبیعی را برای شناخت دولت بکار گرفت و علمای بزرگ و علاقمند علوم اجتماعی در قرن ۱۹ را واداشت تا تجربه در علوم طبیعی را به علوم انسانی تعمیم دهند.

به همین دلیل کارکردگرایان معتقدند که هر پدیده اجتماعی دارای یک کلیت است که این کلیت از اجزای خاص خود تشکیل شده است. علم میxadتواند پیوستگی رابطه این اجزا را شناسایی نماید و هدف کلی یک سیستم را بهتر مورد ارزیابی قرار دهد. عناصر تشکیل دهنده این ساختxadهای اجتماعی به گونهxadای است که میل به ثبات دارد. سپس واحدهای کوچکتر نیز دارای سازمان و به صورت نظامی به هم پیوسته عمل میxadنمایند که نقش هر کدام و میزان مشارکت آنها در حفظ الگو و هدف نهایی سیستم مورد اهمیت است. از کسانی که طرفدار این نظریه و یا به عبارتی از بانیان این اندیشه بود «تالکوت پارسونز» است. وی از تعادل در نظام و سیستم صحبت به میان آورد و بیان داشت که نظامxadهای اجتماعی به طور کلی نوعی گرایش به یکپارچگی و هماهنگی و سازواری با محیط دارند که همین موضوع باعث خواهد شد تا آن نظام یا سیستم پابرجا باقی بماند و متعادل باشد.۲

میxadتوان گفت نظریه کارکردگرایی از علوم مکانیکی گرفته شده و جامعه را مجموعه ابزارگونه فرض میxadکند و از روابط بین نظام اجتماعی و نظام سیاسی سخن به میان میxadآورد. در دوره معاصر غرب مسلطxadترین نگرش همین نظریه اصالت کارکرد بود که فونکسیونالیسم نیز نام دارد همان طوری که قبلا گفته شد ریشهxadهای فکری این اندیشه به تالکوت پارسونز و به امیل دورکهایم برمیxadگردد که خود این اندیشمندان مفاهیم اساسی آن را (سیستم و کار ویژه) از علوم فنی گرفتهxadاند که در آثار مهندس رودلف کلاسیوس دیده میxadشود.۳ به هر صورت کل جامعه همانند یک سیستم عمل میxadنماید که هر کدام از اجزا وظایف خاص خود را انجام میxadدهد. با همدیگر همکاری دارند و این همکاریها یک طرفه یا یک جانبه نیست بلکه متقابل و مکمل است. محیط آنها قابل شناسایی است و همچنین تاثیرپذیری و تاثیرگذاری از همدیگر را میتوان کشف نمود.

۲- نظام سیاسی

«اصطلاح نظام سیاسی در گستره وسیعی از معانی به کار میxadرود. گاه به حکومت یا دولت اطلاق میxadشود و گاه علاوه بر اشکال مقرر، اشکال رفتار سیاسی عملی را شامل میxadشود و عبارت دیگر، هم سازمان حقوقی دولت و هم نحوه عمل آن را دربر میxadگیرد. در کلیxadترین تعریف نظام سیاسی به مثابه مجموعهxadای از فرایندهای تعامل یا خرده نظامی از نظام اجتماعی دیده میxadشود که با سایر خرده نظامxadهای غیرسیاسی نظیر نظام اقتصادی در تعامل است. به این تربیت نظام سیاسی ضمن آنکه خود خرده نظامی از نظام وسیعxadتر اجتماعی است با سایر خرده نظامxadهای موازی از جمله نظام اقتصادی در تعامل است.»۴

نظام سیاسی، هم مانند هر نظام دیگر که از مجموع متغیرهای که دارای کنشxadها و واکنشxadهای هستند و بر روی هم اثر متقابل دارند تشکیل یافته است.

در درون هر نظام با روابطی که میان عناصر تشکیل دهندهxadی آن وجود دارد یک هدف دنبال میxadشود. رابرت دال، کهکشانها، تیمxadهای فوتبال، قوهxadهای مقننه و احزاب سیاسی هر کدام را یک سیستم میxadداند. نظام با اجزای متفاوت و با روالی منظم و مرتبط یک هدف را دنبال میxadکنند. ما میxadتوانیم نظامxadهای مصنوع که انسان آن را بوجود آورده و یا کاملا طبیعی که در طبیعت بوده است را ملاحظه کنیم. نظامهای که انسان آنها را ساخته یا دریافتهxadاند مانند نظام مکانیکی، نظام فرهنگی یا نظام سیاسی است.۵

دانشمندانی مانند ماکس وبر، دیوید ایستون و دیگران هر یک تعریفی از نظام سیاسی ارایه کردهxadاند. ماکس وبر هنگامی میxadخواهد از نظام سیاسی تعریف ارایه نماید از قدرت و محدود جغرافیایی مشخصی نام میxadبرد. وی قدرت توسط کارگزاران در این محدوده را قدرت مجاز و مشروع قلمداد میxadکند هرچند با رعب و وحشت توأم باشد و آنقدر به این قدرت اهمیت میxadدهد که باعث جدایی نظام سیاسی از بقیه نظامxadها و پابرجا شدن آن و همچنین وجه مشخص و پابرجای آن است. دیوید ایستون هم از کنشxadهای متقابل که از این طریق ارزشxadها، خدمات و کالاها براساس همان قدرت برای تمام بخشxadهای متفاوت و مختلف یک جامعه تقسیم میxadشوند اسم برد وی اضافه میxadکند که این سهمxadبندی براساس قدرت معتبر همان تصمیمات مسؤولان در سه قوه مجریه، قضائیه و مقننه برای جامعه میxadباشد. مانند یک بنگاه اقتصادی که بعد از تولید کالاها آنxadها را میان مردم توزیع میxadکند و بستگی به نیازها متفاوت تولید و توزیع نماید. دستگاهxadها حکومتی نیز براساس امنیت احترام، درآمد مشارکت رفاه برقراری ارتباط متفاوت میxadباشد.۶ نظام سیاسی همان عناصری است که با یک قاعده مشخص و با یک پیوند خاص در یک رژیم سیاسی بکار گرفته میxadشود این مجموعه ملموس است و با نهادهای که دارد کاربرد قدرت را ممکن میxadکند. این موضوع در هر نوع حیات سیاسی دیده میxadشود. و میتوان آن ویژگیxadهای مرتبط یا پیوستگی منطقی را شناسائی کرد. و بدین طریق اصول، قوانین حاکم و نهایتاً دولت را درک کرد.۷ گاهی میتوان در میان قوای سهxadگانه در نظام سیاسی قوه مجریه را نیز تقسیم نمود و از قوه مجریه سیاسی و قوه مجریه اداری نام برد. به این معنا که از یک هیأت جمعی مقامات که قدرت اجرایی دارند توجه داشت.۸ در صورتی که نظام سیاسی تابعی از تغییرات ساختاری آن نباشد میxadگویند آن نظام سیاسی از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و نهادینه شده است.۹

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 171 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 6000 تومان
حجم فایل : 70.1 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

چکیده

هدف این مقاله توضیح مفاد و محتوا و تجزیه و تحلیل علل، انگیزهها و اهداف طرح خاورمیانه بزرگ، با هدف واکاوی تأثیرات آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. به عبارت دیگر، منظور پاسخگویی به این سؤالات اصلی و فرعی است: دلایل، انگیزهها و اهداف ایالات متحده از ارایه این طرح چیست؟ این طرح، چه جایگاهی در راهبرد امنیت ملی، سیاست خاورمیانهای و نقش ملی آمریکا دارد؟ چرا فرآیند دموکراتیکسازی خاورمیانه در شرایط بینالمللی پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز و تعقیب میگردد؟ بازتابها و پیامدهای امنیت این طرح، برای کشورها و جوامع خاورمیانه کدامند؟ و سرانجام، تحقق و اجرای این طرح چه چالشها و فرصتهای امنیتی را برای جمهوری اسلامی ایران در پی خواهد داشت.

پاسخ احتمالی این پرسشها در چارچوب فرضیه ذیل مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت: «طرح خاورمیانه بزرگ به مثابه یکی از راهکارها و سازوکارهای کانونی در راهبرد پیشگیرانه و مرکز ثقل راهبرد کلان امنیت ملی آمریکا به منظور مقابله با تهدیدات نامتقارن، ضمن ایجاد تهدیدات و چالشهای امنیتی مختلف، فرصتهایی نیز برای تأمین و تحکیم امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران میفرآیند.»

در پایان، راهکارهایی برای بهرهگیری جمهوری اسلامی از فرصتها و دفع تهدیدات امنیتی این طرح ارایه میشود.

مقدمه

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ (۲۰ شهریور ۱۳۸۰) که مبارزه با تروریسم به صورت مفهومی غالب در سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا درآمد، خاورمیانه نیز به کانون روابط و مرکز ثقل نظام بینالملل تبدیل شد. تصمیمسازان و سیاستپردازان ایالات متحده، با ایجاد پیوستگی و همبستگی بین اسلامگرایی یا بنیادگرایی اسلامی با تروریسم، علاوه بر توسل به نیروی نظامی و قوه قهریه بر علیه تروریستها، درصدد اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از طریق مهندسی اجتماعی ـ سیاسی و اصلاح دینی ـ مذهبی جوامع خاورمیانه به عنوان خاستگاه تروریسم بینالمللی نیز برآمدند.

ژنرال کالین پاول وزیر امور خارجه آمریکا در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۰۲ (۲۲ آذر ماه ۱۳۸۱) در سخنرانی خود در بنیاد هریتج در یک سخنرانی، برای نخستین بار و به طور رسمی طرح این کشور برای خاورمیانه را مبنی بر اصلاحات سیاسی، اقتصادی و آموزشی اعلام کرد. همچنین یکی از توجیات و بهانههای سهگانه حمله آمریکا به عراق در کنار «نبرد علیه تروریسم» و «سلاحهای کشتار جمعی»، استقرار دولت سرمشق در این کشور برای توسعه و اشاعه دموکراسی در منطقه براساس منطق دومینوی دموکراتیک اعلام گردید.

جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در ۲۶ فوریه ۲۰۰۳، اندکی پیش از تهاجم نظامی به عراق طی سخنانی در انستیتو آمریکایی اینترپرایز، عزم خود را مبنی بر استقرار ارزشهای دموکراتیک در خاورمیانه ابراز داشت. سپس در ۹ مه همان سال در جهت عملیاتی کردن ارزشهای مورد نظر خود، «ایجاد منطقه مبادله آزاد میان ایالات متحده آمریکا و خاورمیانه تا ده سال آینده» را پیشنهاد داد. دیکچنی معاون رئیس جمهور آمریکا نیز در دسامبر ۲۰۰۳، در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، صراحتاً سیاست رسمی دولت آمریکا مبنی بر دموکراتیک ساختن خاورمیانه را بیان داشت. روزنامه عرب زبان الحیات چاپ لندن در ۱۳ فوریه ۲۰۰۴، مفاد سند اجرایی «طرح خاورمیانه بزرگ» را که از سوی آمریکا برای طرح در نشست ۸ تا ۱۰ ژوئن ۲۰۰۴ سران گروه ۸ (G8) در سی آیلند ایالت جورجیا ارایه شده بود، منتشر ساخت.

هدف این نوشتار توضیح مفاد و محتوا، تجزیه و تحلیل علل و انگیزهها و اهداف این طرح به منظور واکاوی تأثیرات آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. به منظور تحقق این هدف از طریق استدلال و برهان منطقی، مباحث در چهار گفتار سازماندهی میشود. نخست، مفاد و مفروضههای طرح، توصیف و شرح داده میشود. در بخش دوم، خاستگاه و اهداف طرح در چارچوب واکاوی راهبرد امنیت ملی، اهداف خاورمیانهای سیاست خارجی و نقش ملی ایالات متحده بررسی میشود. موضوع قسمت سوم نیز تجزیه و تحلیل چگونگی تأثیر این طرح بر ابعاد مختلف امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. سرانجام، در نتیجهگیری بحث، پیشنهاد ما و راهکارهایی برای کاهش چالشها و تهدیدات امنیتی و بهرهبرداری از فرصتهای ناشی از طرح برای افزایش ضریب امنیت ملی ایران ارایه خواهد شد.

نگاهی به تصویر تاریخی خاورمیانه

در ۱۹۰۲، تاریخدان نیروی دریایی آمریکا آلفرد تایر ماهان واژه «خاورمیانه» را برای نشان دادن منطقهای که عرب را از هند جدا میکرد بکار برد. منطقهای که در زاویه استراتژیکی ـ دریایی و مرکز خلیج فارس واقع شده است. بعدها این واژه توسط روزنامه تایمز چاپ انگلیس و سپس توسط دولت انگلیس بکار گرفته شد. این واژه جغرافیایی کمی بعد به نام خاور نزدیک مورد استفاده قرار گرفت. واژه نزدیک بکار برده شد زیرا مردم این منطقه مسیحی ـ اروپایی بودند و یا شرق به دلیل اینکه این منطقه هنوز زیر سلطه امپراطوری عثمانی، یک کشور مسلمان و شرقی قرار داشت. امپراطوری عثمانی آنقدر گسترش یافت که بخش وسیعی از آسیا و آفریقا را هم شامل میشد. ولی به مرور زمان، واژه خاور نزدیک کمکم از بین رفت و خاورمیانه جای آن را گرفت. در آن زمان، خاورمیانه شامل مناطق وسیعی از آسیای جنوب شرقی ـ غربی و آفریقای شمالی میشد. امروزه، مردم این منطقه هم واژه «خاورمیانه» را پذیرفتهاند و آن را بکار میبرند.

خودویژگیهای جغرافیایی

بطور کوتاه، کمبارانی و کمآبی، خشکی و بیحاصلی تقریباً گسترده، زمینهای بایر، زمینهای غیررسوبی، تعداد کم جنگل، کشاورزی متکی به آبیاری و مبارزه دائمی در رابطه با فرسایش انسان از ویژگیهای جغرافیایی این منطقه محسوب میشوند. بجز ساحل رودخانه نیل در مصر و دریای مدیترانه بقیه مناطق، چون شبه جزیره عربستان کویری هستند. قسمتهای وسیعی از پرس (ایران) و ترکیه هم جزء مناطق کویری به شمار میروند. برخی از قسمتها کویری مانند روب ال خالی در عربستان و کویرهای مصر کاملاً خالی از سکنه میباشند.

ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی

خاورمیانه خود ویژگیهای خاص خود را دارد. بطور نمونه قدیمیترین تمدنهای موجود در دنیا در این منطقه میزیستهاند. چادرنشینی و دامداری، چوپانی، تربیت اسب و شتر از ویژگیهای زندگی مردم محسوب میشد. در قرون وسطی تقریباً هیچ منبع انرژی وجود نداشت و چوب و ذغال برای سوخت خیلی کمیاب بود، در واقع، منابع انرژی این منطقه بسیار محدود بود. به این معضل باید مشکل مراقبت از مرزهای کویری و امنیت جادههای بازرگانی را هم اضافه کرد. فتح و کشورگشایی پدیدهای عادی در خاورمیانه محسوب میشد. تعداد زیادی حمله، کشورگشایی و مهاجرت، در این منطقه صورت گرفته است. هدف اصلی حمله و کشورگشاییها ایجاد خطوط بازرگانی برای رفع احتیاجات، کمکهای سیاسی و نظامی بودند. بطور نمونه، امپراطوری پرس و بیزانس دو قدرت بزرگ در قرن ۶ تا اوایل قرن ۷ بارها با هم درگیر شده و با دادن و معاوضه سلاح یا طلا به حمله و درگیری پایان میدادند.

آخرین و مهمترین حمله، هجوم اعراب مسلمان در قرن ۷ و آوردن تمدن مربوط به قرون وسطایی اسلامی بود. یکی دیگر از حمله و کشورگشاییهای مهم، حمله مغولها در قرن ۱۳ بود که به تمدن اسلامی اعراب پایان داد. به گفته تاریخشناسان، حمله مغولها علیرغم وحشیگری و ویرانی فراوان نتوانست تمدن و فرهنگ عربی و اسلامی را از بین ببرد، فقط تغییراتی در آن به وجود آورد. در آن زمان، تعداد زیادی از مردم این منطقه مهاجرت کردند. حمله قبایل ترک از آسیای مرکزی به طرف غرب و مرگ تیمور لنگ در سال ۱۴۰۵ به سلطه مغولها پایان داد.

۴ قرن حمله و کشورگشایی قبایل، تأثیر عمیقی در شرایط زندگی، ساختار سیاسی و اجتماعی مردم خاورمیانه گذاشت. از کشورگشاییهای مهم در این منطقه باید از حمله وهابیهای عربستان در قرن ۱۸ و امپراتوری عثمانی نام برد که از ضعف و امپراطوری رم و پرس (ایران) استفاده کرد و بخش وسیعی از منطقه خاورمیانه را به تصرف خود درآورد. خاورمیانه مهد سه مذهب بزرگ، یهودی، مسیحی و اسلامی است، ولی از حدود ۱۴ قرن پیش، این منطقه مرکز مذهب و تمدن اسلامی است. در قرن ۱۰ تعداد زیادی ترک به عنوان سرباز به این منطقه آمده و در قرن ۱۱ ترکها به عنوان فاتح و فتحکننده از مرزهای کشورهای عربی و پرس (ایران) گذشتند. در حقیقت در خاورمیانه، اسلام مذهب رسمی اعراب، پرس (ایران) و ترکها بود. مسیحیان بیشتر در مصر و لبنان، یهودیان هم در مصرف و پرس پراکنده بودند. مرکز فرهنگی یهودیان در پرس (ایران) بود، زیرا یهودیان در اینجا از امنیت بیشتر برخوردار بودند. مسیحیت نقش مهمی تنها در یک کشور ایفا کرد و آن لبنان بود. در قرون وسطی یهودیان تقریباً سرنوشتی مانند مسیحیان داشتند. در این زمان، یهودیان تحت تعقیب و فشار امپراطوری رم قرار گرفتند و در قرن ۱۹ برای اولین بار به اروپای مرکزی و شرقی مهاجرت کردند.

واژه «غرب» اولین بار در قرون وسطی توسط مسلمانان استفاده شد. به معنی «اروپای مسیحی» که مناطق آفریقای شمالی ـ اسپانیا تا آتلانتیک را شامل میشد. از نظر اسلام، مردم این منطقه تا شمال دریای مدیترانه وحشی و بیایمان یا کافر بودند. برای مسلمانان قرون وسطی دنیا به دو قسمت تقسیم شده بود: خانه اسلام و خانه جنگ، در جنوب و شرق خانه اسلام و در شمال و شمال غربی محل بتها و کافران. در واقع، مسیحیت به عنوان رقیب اسلام و دشمن قدرت اسلامی محسوب میشد.

در آخر قرن ۱۵ اروپاییان دست به گسترش وسیعی در زمینه بازرگانی، سیاسی، فرهنگی و جمعیتشناسی زدند. به طوری که میتوان گفت که در قرن ۲۰ تمدن اروپایی جهان را فرا گرفت. پرتقالیها، اسپانیاها، انگلیسها، هلندیها، فرانسویها و بالاخره روسها اقیانوسها را در نوردیدند تا سرزمینهای دیگری را تسخیر کنند. در زمینه مبادلات بازرگانی، اروپاییان از امکانات بیشتر و مدرنتری برخوردار بودند. قایقهای آنها بزرگ و محکمتر بود و میتوانستند کالاهای بیشتری را حمل کنند. اروپاییها سریعاً به طرف تولید و بازرگانی جهتیابی کردند، در حالی که خاورمیانه مسیر مصرفکننده را برگزید. در ابتدا اروپاییان که در جنوب و جنوب شرقی مستقر بودند کنترل بازرگانی ادویهجات و بقیه تولیدات را در آسیا به دست گرفتند، و کمکم تمام بازار خاورمیانه را به خود وابسته کردند. به طور نمونه در قرن ۱۸ قهوه از جاوا به وسیله بازرگانان هلندی و قند به وسیله انگلیسها و فرانسویها به این منطقه آورده میشد.

در قرن ۱۸، امپراطوری نظامی روسیه تهدیدی جدی برای خاورمیانه محسوب شد. گسترش بازرگانی روسها از طریق دریای سیاه رقابت شدیدی را بین فرانسه و انگلیس که بازار مصر و پرس (ایران) در دست داشتند به وجود آورد. در همین زمان یعنی در قرن ۱۸، روسها کنترل کامل دریای سیاه را به دست گرفتند و در سال ۱۸۰۰ گرجستان و باکو را به تصرف خود درآوردند. حمله به پرس (ایران) و جمهوریهای ارمنی و آذربایجان از وقایع این قرن به شمار میروند. بین سالهای ۱۸۶۰ ـ ۱۸۵۰ حوادث مهمی در خاورمیانه به وقوع پیوست، از آن جمله جنگ کریمه که تسریعکننده تغییرات، و حمله انگلیسها و فرانسویها به ترکیه بود. در سالهای ۱۸۵۶ ـ ۱۸۵۴ در جریان جنگ کریمه این اولیه باری نبود که ترکها به روسیه حمله میکردند و اولین باری هم نبود که از حمایت اروپاییها برخوردار بودند. فرانسه و انگلیس با تمام تجهیزات نظامی، زمینی و دریایی از ترکها حمایت کردند. حمله و تسخیر مصر توسط بناپارت در سال ۱۷۹۸ اولین رخنه غربیها در خاورمیانه، مانند شوکی به مسلمانان تحمیل شد. بناپارت به مسلمانان نشان داد که چقدر ساده و آسان یک ارتش اروپایی مدرن میتواند به قلب کشورهای اسلامی حمله کند و آن را تحت سلطه بگیرد. در عین حال به انگلیسها نشان داد که به آسانی میتوان راه زمینی به سمت هند را به دو قسمت تقسیم کرد. نیمه قرن ۱۹ تغییرات مهم دیگری را به دنبال داشت. مدرنسازی، نوسازی راههای ارتباطاتی، گسترش و توسعه اقتصادی کشورهای غربی در منطقه، و نفوذ رو به افزایش آلمان در ترکیه باعث شد که انگلیسها در روابط خود با دولتهای این منطقه تجدید نظر کند. در نهایت، پس از ۴ قرن، در ۱۹۱۸ به سلطه امپراطوری عثمانی پایان داده شد که تغییرات جغرافیایی و سیاسی قابل توجهی را در پی داشت.

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 154 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 4500 تومان
حجم فایل : 235 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

سخن نخست
فصل اول
استعمار خاورمیانه
استعمار فرانو و خاور میانه
شکست طرح خاورمیانه بزرگ و آمریکا
فصل دوم
صهیونیسم و خاورمیانه
صهیونیسم، بستر تروریسم
اسرائیل و جنگ عراق
فصل سوم
آمریکا در خاورمیانه
نگاهی به ماهیت استراتژیهای امریکا در خاورمیانه
پیشبرد فرآیند صلح خاورمیانه
استراتژی امریکا در جنگ علیه تروریسم
فصل چهارم
خاورمیانه آرام
دموکراتیزهکردن خاورمیانه و الزام به رعایت منشور حقوق بشر
جلوگیری از گسترش تولید و تکثیر سلاحهای کشتارجمعی
فصل پنجم
خاورمیانه و نفت
سناریوی سوم نفتی برای هزاره جدید
سناریوی سوم
همسازی با آرزوهای کشورهای در حال توسعه
شیوه های جدید علمی
فصل ششم
ایران و آمریکا
بررسی ریشه های مواضع خصمانه آمریکا علیه ایران
چشم انداز تاریخی
چهره ای مغرض
پایان سخن
فهرست منابع و مآخذ

سخن نخست :

منطقه ای را که غربیها خاورمیانه می نامند از دو دیدگاه می توان مطالعه کرد؛ یکی از دیدگاه غرب و دیگری از دیدگاه مردم این منطقه که ایرانیان، اعراب، ترکها و یهودیان هستند. قبل از فروپاشی بلوک شرق این منطقه از نظر قدرتهای بزرگ اروپایی و ابرقدرتها دارای اهمیت استراتژیکی و ژئوپولیتیکی ویژه ای بود و هنوز هم به رغم از میان رفتن شوروی از اهمیت آن کاسته نشده چرا که نفت خاورمیانه منبعی سهل الوصول و نسبتاً ارزان تر انرژی برای کشورهای اروپایی، ژاپن، هند، چین و تا حدودی ایالات متحده است. اگر چه امروز روسیه دیگر تهدیدی جدی برای صدور نفت خاورمیانه محسوب نمی شود ولی هر عامل دیگری که امنیت راههای دریایی از خلیج فارس تا اروپا و خاور دور را به خطر اندازد و انتقال نفت را متوقف یا مختل کند با واکنش شدید غرب مواجه خواهد شد. بنابراین از این نظر وضع خاورمیانه امروز و در آینده ی قابل پیش بینی به وضعی که در قرن نوزدهم آن را «مسئله شرق» می نامیدند نیست.

اما دولتها و مردم خاورمیانه چه بخواهند و چه نخواهند نمی توانند از سیاست بازیها و رقابتهای قدرتهای بزرگ کنار بمانند. در گذشته برخی از دولتهای خاورمیانه با استفاده از درگیریها و تضادهای بین دو بلوک شرق و غرب توانستند رانتهای استراتژیکی به دست آورند و تا حدودی شکم مردم خود را سیر کنند. ولی امروز این وضعیت دگرگون شده است، نیروهای نظامی قدرتهای بزرگ به بهانه هایی سست این کشورها را اشغال می کنند. بنابراین امروز حتی ثروتمندترین و نیرومندترین کشور صادرکننده ی نفت نه از نظر جمعیت و نه از لحاظ منابع علمی، صنعتی، فنی یا قدرت نظامی توان رقابت با ایالات متحده یا حتی کشورهایی نظیر فرانسه، بریتانیا، آلمان و ژاپن را ندارد. درواقع، دولتهای خاورمیانه نه تنها سودبرندگان رقابتها و تضادهای بین المللی قدرتهای بزرگ نبوده و نیستند بلکه قربانیان اصلی این رقابتها هستند.

اما اگر بخواهیم این منطقه را نه از دیدگاه استراتژیکی و ژئوپولیتیکی غرب بلکه از دیدگاه مردمان آنکه اکثراً مسلمان هستند بررسی کنیم، آن گاه مسائل و موضوعهای خاورمیانه برای ما متفاوت از دیدگاه غربیها خواهند بود. شاید ظاهراً نخستین مسئله مهم مناقشه فلسطین و اسراییل باشد. یکی از دلایل به درازا کشیده شدن این مناقشه این است که جهان عرب از مجموعه ی دولتهایی تشکیل شده که پس از تجزیه امپراتوری عثمانی توسط دول غربی به طور مصنوعی تأسیس شده اند و بنابراین دارای نقطه نظرها و منافع متفاوت و گاه متضاد هستند و هرگز نتوانسته اند بر سر یک راه حل مشترک توافق کنند. بدیهی است که منافع و دیدگاههای عربستان سعودی، یک دولت بسیار ثروتمند و به شدت ارتدکس اسلامی، نمی تواند با منافع و دیدگاههای یک دولت فقیر غیرمذهبی خاورمیانه ای یکسان باشد.

با نگاهی سریع به روند مناقشه ی اعراب و اسراییل مشاهده می کنیم که مصر در ابتدا به علت موقعیت ژئوپولیتیک و نظامی اش از مهره های اصلی ائتلاف ضد اسراییلی بود ولی پس از توافق کمپ دیوید در ۱۹۷۸ از این ائتلاف کنار کشید. اکنون نیز پس از توافقهای اسراییل با سازمان آزادی بخش فلسطین و سپس با دولت خودگردان و نیز با اردن، سوریه عضو دیگر آن ائتلاف در موقعیتی نبوده و نیست که بتواند خطر یک جنگ تازه با اسراییل را به جان بخرد. بنابراین تضاد اعراب و اسراییل ممکن است با روی کار آمدن حماس به صورت کنونی باقی بماند یا حتی از طریق به اجرا درآوردن توافقهای اسلو و موافقتهای بعد از آن به یک راه حل قابل قبول طرفین بینجامد.

اما اگر فرض کنیم آن ائتلاف بزرگ ۱۹۴۸ اعراب بر علیه اسراییل از نو زنده و یک جنگ تازه به نابودی اسراییل منجر شود باز هم مسئله مردم خاورمیانه حل نخواهد شد. مسئله اصلی چیز دیگری است، که با پایان گرفتن انزوای منطقه و ورود آن به صحنه سیاست و روابط بین الملل بروز کرد. این مسئله در واقع مسئله عدم توفیق یا عدم رغبت مردم منطقه برای نزدیک شدن به تمدن و فرهنگی دیگر یا جذب آن بود.

تا شروع قرن بیستم نظامهای سیاسی خاورمیانه از نوعی بودند که در کتابهای سیاسی کلاسیک به عنوان استبداد شرقی توصیف می شوند. دراین نوع نظام، دولت در خدمت خلیفه یا سلطان و وظیفه عمده اش گرفتن مالیات و نگه داری نیروی نظامی بود، و هیچ اعتمادی بین فرمانروایان و مردم وجود نداشت. در اواخر قرن نوزدهم، برای روشنفکران منطقه که کم و بیش با نظامهای سیاسی غربی آشنا شده بودند این نوع نظام دیگر پذیرفتنی نبود. پس چه چیزی باید جانشین آن می شد؟ یک نظام مشروطه، یعنی یک دولت ملی، که روابط فرمانروایان و مردم را تنظیم و تعریف کند. این نظام یعنی یکی از دستاوردهای سنت حقوقی و سیاسی اروپا، اگرچه در میان طبقات روشنفکر و تحصیل کرده ی منطقه از احترام و ارزش برخوردار بود ولی از نظر توده های مردم، به ویژه تودههای عرب، مخلوق قدرتهای «کافر و منفور» غربی و توطئه ای برای در هم شکستن اتحاد اعراب و ایجاد تفرقه در امت اسلامی تلقی می شد و بنابراین مشروعیتی نداشت.

به همین دلیل تلاشهای ترکهای جوان عثمانی، مشروطه خواهان ایرانی و مصری در جهت استقرار نظام مشروطه به هیچ انجامید و خیلی زود آشکار شد که دولتهای منطقه قادر به حفظ نظام پارلمانی آزاد نیستند. بنابراین، هر روز نظامی مستبدتر و خشن تر جایگزین نظام خودکامه ی پیش تر از خود شد و مردم منطقه مانند جانوران آزمایشگاهی در بوته ی آزمایش زورگویان ریز و درشت نظامی و غیرنظامی قرار گرفتند.

آنچه در واقع روی داد این بود که نهادهای سیاسی سنتی خاورمیانه از میان رفتند ولی هیچ نهاد قابل دوامی نیز جای آنها را نگرفت. همین مسئله ریشه ی بی ثباتی امروز خاورمیانه است. در مورد مفاهیم و ایدئولوژیها نیز اتفاق مشابه روی داد و تنش فرهنگی و روشنفکری امروز منطقه نیز پیامد همان است.

زمانی پان عربیسم محبوب ترین مفهوم و ایدئولوژی بود. این مفهوم با تجددگرایی منافات نداشت ضمن آنکه خواستار رهایی از گذشته و سنتهای قدیم نیز نبود. اما این حقیقت که عربها یک دولت واحد هستند در واقعیت منعکس نبود، چرا که پس از تجزیه امرپراتوری عثمانی عربها نه در یک دولت بلکه در دولتهای متعددی زندگی می کردند. بنابراین طبق ایدئولوژی پان عربیسم «واقعیت» باید به نحوی ساخته می شد که با «حقیقت» وفق دهد. اما تلاش برای تحقق بخشیدن به رؤیای پان عربیسم از معنویت به سیاست تبدیل شد، سیاستی که در آن رهبران دولتهای عربی علیه یکدیگر مبارزه و توطئه می کردند، سیاستی که در آن حکومت یک کشور می کوشید حکومت کشور همسایه اش را سرنگون کند، مبارزه ای که در آن میانه روی و امتناع وجود نداشت. جمال عبدالناصر سرشناس ترین رهبر جهان عرب بود که اصول معنوی پان عربیسم را به شعارهایی برای تحریک و انهدام تغییر داد. اما سرانجام این شعارها و سیاستها به هیچ انجامید و اگر امروز چیزی از پان عربیسم به عنوان ایدئولوژی رسمی باقی مانده همان است که در کتابهای درسی مدارس مشاهده می شود یا گهگاه عوام فریبان به آن متوسل می شوند. پان عربیسم جاذبه و نیروی الهام بخش خود را از دست داده است و وجود صوری آن پنهان کننده ی خلأیی روشنفکری و ایدئولوژیکی است که این امر هم دردناک است و هم خطرناک.

اما مفهوم ملت گرایی (ناسیونالیسم) که با تأسیس دولتهای ملی در خاورمیانه طرفدارانی پیدا کرد از همان ابتدا با مخالفتهای فراوانی روبه رو شد. معترضان ادعا
می کردند که ملت گرایی وفاداری به اسلام را که باید تنها عامل پیوند مسلمانان باشد نفی یا انکار می کند و اصولاً در اسلام مرزبندیهای جغرافیایی یا فرهنگی وجود ندارد. به علاوه تأکید ملت گرایی عمدتاً بر امور دنیوی بود و تأسیس نهادهای نوع غربی را برای رسیدن به توسعه و پیشرفت ملی تجویز می کرد که سرانجام ممکن بود به ایجاد دولتهای ملی مبتنی بر الگوهای غربی بینجامد.

استعمار فرانو و خاور میانه

طرح ایجاد خاورمیانه بزرگ چندی است که به طور جدی نقل محفل برجستگان سیاسی، اجتماعی و مذهبی منطقه و آن سوی آب های آتلانتیک گشته است.
در این میان، ایالات متحده در رأس جبهه موسوم به غرب، طی نخستین سال های سده بیست و یکم میلادی به همراهی متحدان اروپایی خود، دم از لزوم اجرای این طرح در منطقه حساس و سرنوشت ساز خاورمیانه می زند. البته در این میان، از چاشنی اجبار استفاده کرده با برشمردن مزیت های اجرای این طرح برای کشورهای عرب و غیرعرب منطقه، نسخه ای عجولانه برایشان پیچیده است.

به عقیده بسیاری از آگاهان و کارشناسان مسایل سیاسی و ژئوپلتیک در این که کشوری با مختصات و ویژگی های ایالات متحده با آن پیشینه استکباری و کشورهای همیشه استعمارگر اروپای غربی همچون انگلیس که به کفتار پیر جهان غرب معروف است، حامی و پشتیبان بلامنازع اجرای طرح خاورمیانه بزرگ شده اند، باید در پی کشف اغراض ناگوار آنها در پس این قضا بود با این وجود، بی گمان تبعات و تأثیرات نامطلوب سیاسی- اجتماعی به همراه این موضوع خواهد بود. تأثیراتی که در صورت اجرای این طرح ناپخته و نسنجیده، پیامدهای مخرب و ویران کننده ای برای کشورهای اسلامی منطقه خواهد داشت و چه بسا به مقدمه ای برای بازگشت استعمار فرانو به منطقه خاورمیانه مبدل گردد.

با این مقدماتی که گفته شد بیش از پیش اهمیت تحولات اخیر در خاورمیانه مشخص شده و ذهن تحلیل گران را با ابعاد آشکار و پنهان این پروژه آشنا خواهد شد.
دقت در این مسئله بسیار مهم که جهان غرب به سردرگمی آمریکا امروزه با جدیت خواستار پیاده شدن این طرح در منطقه بسیار حساس و پرمناقشه خاورمیانه است و کشورهای منطقه، به ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را مجبور به تبعیت از این طرح و فراهم کردن مقدمات اجرای آن می کند، ما را به جواب بسیاری از معماهای پیچیده این قضیه نزدیک تر می کند. آن گونه که به نظر می رسد، هدف اصلی ایالات متحده و جامعه اروپایی از پیگیری اصلاحات در خاورمیانه و پافشاری نامعقول آن ها بر این امر چیزی نخواهد بود جز تأمین منافع خود در این منطقه ویژه جهان و در مرحله بعد حفظ امنیت و ثبات رژیم صهیونیستی و رفع نگرانی این رژیم غاصب. آن ها در این امر سعی دارند با استفاده از نمونه های رسانه ای خود زمینه اجرای این طرح را در منطقه و در ذهن ساکنان آن فراهم سازند.

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 169 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 6000 تومان
حجم فایل : 57.6 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

مقدمه
تعریف حقوق بین الملل دریایی و مناطق شش گانه دریاها
تحولات نگرش دولت ها به دریاها
وضعیت حقوقی کشتیهای خصوصی در آبهای داخلی
صلاحیت قضایی دولت ساحلی
۱- صلاحیت مدنی
۲- صلاحیت کیفری
وضعیت حقوقی کشتیهای دولتی
۱- کشتیهای جنگی
مصونیت قضایی شامل دو قسمت است مدنی (حقوقی) و کیفری
الف مصونیت مدنی (حقوقی)
ب مصونیت کیفری
ج – پناهندگی در کشتی جنگی
۲- سایر کشتی های دولتی
مناطق پنجگانه دریایی
آبهای داخلی
رژیم ورود و توقف در آبهای داخلی
کشتی تجاری در زمان صلح
اعمال صلاحیت بر کشتی تجاری خارجی
در زمان جنگ
کشتی های جنگی و کشتی های دولتی (غیر تجاری)
آبهای داخلی WATERSINTERNAL
حقوق و تکالیف دولت ساحلی در آبهای داخلی
دریای سرزمینی Territorial Sea
حقوق و تکالیف دولت ساحلی در دریای سرزمینی
حق عبور بی ضرر INNOCENT PASSAGE
مفهوم دولت ساحلی و توسعه صلاحیت های آن
۱- بررسی مفهوم
۲- علل پیدایش مفهوم دولت ساحلی
الف) علل جغرافیایی
ب – علل اقتصادی
ج – علل نظامی و استراتژیک
۳- توسعه صلاحیت های دولت های ساحلی
منطقه گرایی آمریکای لاتین و منطقه گرایی آسیایی – آفریقایی
الف) منطقه گرایی آمریکای لاتین
- دریای موروثی (Partimonial sea)
- دریای مشترک (Matrimonial sea)
ب) منطقه گرایی آسیایی – آفریقایی
بند ۱ آبهای داخلی
بند ۲ آبهای مجمع الجزایری
بند ۳ دریای سرزمینی
نتیجه گیری
منابع و مآخذ

مقدمه

حقوق بین الملل دریاها یکی از رشته های نوین جهان است که نسبت به سایر رشته های نوین جهان است که نسبت به سایر رشته های حقوق از اهمیت دو چندان برخوردار است.

این رشته زمانی خود را به منصه ظهور گذاشت که در هشتاد سال پیش در سال ۱۹۲۴ میلادی وقتی که جامعه ملل کمیته ای از کارشناسان را مأمور تهیه فهرستی از موضوعات دریالیتی نمود اندیشه تدوین و تنظیم قواعد حاکم بر روابط دولت ها در دریاها شروع شد.

در حال حاضر موضوع آبهای داخلی به طور اخص که مقصود از آن آبهای واقع در قلمرو خشکی یک دولت یا چند دولت مثل رودخانه ها یا دریاچه ها نیست بلکه مقصود آبهایی است که بین قلمرو خشکی و خط مبدأ و یا در پشت خط مبدأ که از آن عرض دریای سرزمینی محاسبه میشود قرار می گیرد.

با این وضعیت مختصر، وضعیت حقوقی کشتیها در آبهای داخلی مورد بررسی قرار میگیرد.

تعریف حقوق بین الملل دریایی و مناطق شش گانه دریاها

دریاها همیشه در حیات دولتها نقش اساسی داشته اند، زیرا اولاً چه در زمان صلح و چه به هنگام جنگ شاهراههای ارتباطی بوده اند و ثانیاً قسمتی از غذای نوع بشر همیشه از منابع دریایی تأمین می شده است.

رویا رو شدن دولتها در دریاها طی قرون، باعث شده است که به تدریج اصول و قواعدی به صورت رسم و عرف برای تنظیم رفتار متقابل آنها در دریاها به وجود آید. دولتها در طول زمان این اصول و قواعد عرفی را به عنوان قوانین نانوشته اما به رسمیت شناخته شده، در روابط دریایی خود مراعات می کرده اند. بعدها به خصوص در قرن بیستم عهد نامه هایی نیز معتقد و طی آنها اصول و قواعد جدیدی درباره روابط دریایی خود بوجود آورده اند و بیش از پیش حقوق و تکالیف متقابل خود را در دریاها روشن ساخته اند. اکنون همه این اصول و قواعد عرفی و عهد نامه ای را که دولتها به عنوان قوانین بین المللی ملزم به رعایت آنها هستند، حقوق بینالملل دریایی می نامند. با این توضیح می توان حقوق بین المللی دریایی را این طور تعریف کرد:

«حقوق بین الملل دریایی عبارت از مجموعه اصول و قواعد حقوقی عرفی و عهدنامه ای است که رفتار متقابل دولتها را در دریاها و آبراه های جهان تنظیم می کند.»

دولتها عموماً برای حقوق بین الملل دریایی اهمیت فراوانی قائلاند و نسبت بدان حساسیت خاصی دارند. یکی از علل عمده این حساسیت دولتها این است که محتوای حقوق بین الملل دریایی علاوه بر آنچه که گفته شد، با سه مسئله اساسی دیگر، یعنی حاکمیت، صلاحیت و امنیت آنها ارتباط مستقیمی دارد. حقوقدانان شاید به همین دلیل تا همین اواخر، مسائل این شیعه از حقوق را ضمن بحث درباره حاکمیت و صلاحیت دولت مطرح می کردند.

در نیمه دوم قرن بیستم در اثر پیشرفت شگرف تکنولوژی دریایی و تکنولوژی تسلیحات دریایی و به خصوص مطرح شدن استفاده از معادن ذی قیمت کف و زیر کف دریاها از طرفی، و ظهور دولتهای متعدد ساحلی بعد از جنگ دوم جهانی از طرف دیگر، حقوق بین الملل دریایی که خود شعبه مهمی از حقوق بین الملل عمومی است، بیش از پیش گسترش یافت و اغلب قواعد عرفی آن به وسیله کنفرانسهای بین المللی که زیر نظر سازمانملل تشکیل شد، مدوّن گردید. به علاوه این کنفرانسها برحسب ضرورت زمان قواعد جدید و ابتکاری بسیاری بدان افزودند، در نتیجه هم اکنون به صورت یک شیعه مستقل از علم حقوق درآمده است و در کتب دانشگاهی تحت عنوان «حقوق بین الملل دریایی» مورد بحث و تدریس است، و حال آنکه در گذشته های نزدیک بدین صورت نبوده است.

روابط سیاسی و حقوقی دولتها در دریاها، در طول تاریخ تحولاتی را به خود دیده است. در مسیر این تحولات متجاوز از دو و نیم قرن است که دولتها طرفدار اصل آزادی دریاها شده اند، اما در عین حال در نوارهای مختلفی از دریای آزاد که مجاور ساحل است، حقوقی اختصاصی را برای هر دولت ساحلی شناخته اند. حقوق خاصی که هر دولت ساحلی در هر یک از این نوارهای مختلف دارد، مختلف است. دریاها و آبهای جهان را از نظرگاه این حقوق خاص می توان به شش منطقه تقسیم نمود. اگر از سمت خط مبدأ، یعنی از سمت ساحل شروع کنیم، این مناطق ششگانه به ترتیب عبارت اند از:

۱- منطقه آبهای داخلی

۲- منطقه قلمرو دریایی

۳- منطقه نظارت (یا منطقه مجاور)

۴- منطقه انحصاری اقتصادی یا منطقه انحصاری ماهیگیری

۵- منطقه فلات قاره

۶- منطقه دریای آزاد

بعضی از این مناطق به میزانهای متفاوت بر هم منطبق هستند. ما در اینجا ترجیح می دهیم که بحث خود را از دریاهای آزاد آغاز کنیم.

تحولات نگرش دولت ها به دریاها

در اعصار کهن تا اواخر قرن چهاردهم میلادی کشتی رانی در دریاها برای همگان آزاد بود. سلاطین و امپراطوران شرق و غرب هر چند خود را «سلطان بر و بحر» لقب می دادند، اما مسئله کنترل قسمت هایی از دریاها و اعمال حقوق حاکمیت بر آن ها نزد آن ها ناشناخته بود. با وجود لشرکشی های دریایی سلاطین بزرگ هخامنشی و بعد اسکندر و بعد امپراطوران ساسانی و روم و بعدیها، باید گفت که به علت ضعف و نقص ابزار دریانوردی، ادعاهای کنترل دریاها که گاه گاه در تاریخ به چشم میخورد، خالی از جنبه عملی بوده است. مضافاً در آن اعصار قواعد و ضوابطی به شکل حقوق بین الملل مدرن فعلی وجود نداشته تا رفتار دولتها در دریاها با آن قواعد و ضوابط سنجیده شود.

حقوقدانان روم نظراً معتقد بودند که دریا بر طبق طبیعت خود به روی همگان باز است و مانند هوا بین نوع بشر مشترک می باشد.

ادعای جدّی حاکمیت بر بخش هایی از دریاها، کمی قبل و مقارن با کشف قاره آمریکا آغاز گردید. در آن تاریخ که نطفه های بعضی اصول و قواعد حقوق بین الملل داشت به تدریج و با کندی شکل می گرفت، دولت ها نیز درصدد برآمدند تا مدعی حاکمیت بر قسمت هایی از دریاها بشوند. به گفته اپنهایم جمهوری و نیز به عنوان حاکم مطلق دریای آدریاتیک شناخته شد و جمهوری جنوا حاکم مطلق دریای لیگوریا واقع در شمال غربی ایتالیا گردید. پرتغال مدعی حاکمیت بر تمام اقیانوس هند و قسمتی از اقیانوس اطلس واقع در جنوب مراکش بود. اسپانیا ادعای حاکمیت بر اقیانوس کبیر و خلیج مکزیک را داشت.

دو دولت اسپانیا و پرتغال هر دو ادعاهای کلان خود را مبتنی بر دو فرمان پاپ الکساندر ششم می کردند که فرمان اول در سال ۱۴۹۳ و دومی در سال ۱۵۰۶ صادر گردید پاپ مذکور به موجب این دو فرمان دنیای جدیداً کشف شده و اقیانوس ها را بین دو قدرت آن روز تقسیم کرد که البته مورد تصدیق سایر دولتها واقع نشد. سوئد و دانمارک مدعی حاکمیت بر دریای بالتیک و انگلستان بر دریای شمال و آبهای بین جزایر اسکاتلند و انگلند و ایرلند بودند.

این ادعاها که خیلی هم خالی از محتوی نبود متجاوز از دو قرن ادامه یافت. یکی از جنبه های مثبت این ادعاها در آن قرون این بود که دولت ها سعی می کردند در حوزه مورد ادعای خود با دزدی دریایی به شدت مبارزه کنند و این امر برای کشتی رانی امنیت نسبی به وجود می آورد. بهرحال شواهد متعددی در دست است که این ادعاها در عصر خود از طرف دولتها کم و بیش به رسمیت شناخته شده اند و بنابراین می توان گفت که حقوق بین الملل دریایی حیات خود را با «اصل دریاهای بسته» آغاز نموده است. مثلاً فردریک سوم امپراطور آلمان در سال ۱۴۷۸ برای حمل غله از ناحیه آپولیا واقع در جنوب ایتالیا از طریق دریای آدریاتیک، از جمهوری و نیز اجازه کسب کرد. فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا در سال ۱۵۵۴ به انگلستان مسافرت کرد تا با ملکه ماری ازدواج کند. دریا سالار انگلیسی در دریای مورد ادعای انگلستان به او برخورد کرد و وقتی دید که بر فراز کشتی پرچم اسپانیا در اهتراز است به آن شلیک کرد. پادشاه دانمارک در سال ۱۶۰۶ بعد از دیدار از جیمز اول پادشاه انگلستان به کشور خود برگشت. افسر انگلیسی ملتزم رکاب و مأمور بدرقه او، کشتی حامل او را مجبور کرد که تا مرز دریایی از برافراشتن پرچم دانمارک خودداری کند. در سال ۱۶۳۶ هلندی ها در حوزه مورد ادعای انگلستان بدون کسب مجوز به ماهیگیری پرداختند. نیروی دریایی انگلستان به آنها حمله کرد و /۳۰۰۰۰ پوند جریمه بدان ها تحمیل نمود.

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 204 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

قیمت : 12000 تومان
حجم فایل : 280.6 کیلوبایت

خــریــد ایــــن فـــایــــل

- مقدمه:

قدرت، نفوذ و اقتدار واژههائی هستند که در دنیای سیاست زیاد شنیده میشود لکناستفاده از آن منحصر به این قلمرو نیست. در تمام سطوح زندگی اجتماعی ما با عاملقدرت سر و کار داریم: قدرت متکی به قانون، قدرت متکی به زور. قدرت پاسبان سرگذربرای آنکه خطای رانندگی شما را جریمه کند یا ان را با دیده اغماض بنگرد. قدرت بقال محلکه از فروش شیر به شما خودداری کند. قدرت یک بوروکرات خرده پا که شما را ساعتهادر صف طویل معظل کرده و یا روزها ازین اداره به آن اداره پاس بدهد. قدرت امیر و وزرووکیل، قاضی، قدرت جانی دزد و آدم کشی که با سلاح سرد یا گرم جان، مال و ناموسشما را تهدید کند. قدرت صاحبخانه برای آنکه با توسل به شگردهای مختلف اثاثیه وزندگی شما را به خیابان بریزد. قدرت طلبکار و رباخوار برای آنکه شما را روانه زندان کند.قدرت خانم خانه برای آنکه اراده خود را به شوهر تحمیل کند. قدرت تنبیه کردن، قدرتبخشیدن، قدرت دوست داشتن، قدرت اعتراف به گناه…

سرمایهداری که با یک تلفن میلیونها دلار و ریال را جابجا میکند. نیز نوعی قدرت واختیار اقتصادی و مالی دارد. مناسبات فرمانده با زیردست، کارفرما با کارگر، ارباب بارعیت، حکومت با مردم نیز نوعی رابطه قدرت است: قدرت سازمانی، قدرت اقناعی…

در سطح بینالمللی نیز قدرت و نفوذ و اقتدار بطرق دیگر مطرح است. مثلاً مقامی کهاختیار اعلان جنگ یا صلح را دارد دارای قدرت است؛ و یا دولتی کهدارای تکنولوژی یاسلاح منحصر بفردی است نیز دارای نوعی قدرت میباشد: قدرت تهاجمی، تدافعی، قدرتبازدارندگی…

قدرت اقتصادی، قدرتنظامی، قدرت سیاسی و… بالاخره قدرت ملی که عناصر وعوامل متعدد را در شمول خود میگیرد، همه اصلاحاتی هستند که در نوشتههای سیاسی،علمی و محاورات روزمره و وسائل ارتباط جمعی مکرراً بگوش میخورد.

با وجود سادگی ظاهری، عموماً درک یکسان و همأهنگی از واژه قدرت بین افرادوجود ندارد. برداشت یک سیاستمدار از قدرت با استنباط یک حقوقدان ازین واژه متفاوتاست. تلقی قدرت نزد مردم عامه یا تعبیر آن نزدیک عالم دانش استراتژی تفاوت فاحشدارد. نقش و اثر قدرت نیز در سطح جامعه متفاوت از کاربرد آن در روابط بینالمللی است.

علمای سیاسی سنت گرا قدرت را در مفهوم عام و کلی آن هم به عنوان غایت و هموسیله تلقی نمودهاند. در این تعبیر قدرت صرفاً به میزان اقتدار و توانائی یک طرف د بهاطاعت واداشتن طرف دیگر است. از این دیدگاه تمام حیات جامعه نتیجه فعل و انقعالاتقدرت در زمینهها و درجات مختلف خلاصه میگردد. نتیجه عملی این نظریه که درمواردی با بینش رفتارگرایان تعاطی پیدا میکند این است که در روابط بینالمللی قدرتحاکم وجود ندارد و یا لااقل دولتهای حاکم هیچگونه قدرتی را بالاتر از قدرت و حاکمیتخود به رسمیت نمیشناسند. در این وادی مبهم برخی معتقدند که فقدان قدرت حاکمبینالمللی ضرورت ایجاد یک حکومت جهانی در چهارچوب یک قرارداد بینالمللی راایجاب میکند. بالعکس گروهی دیگر از نظریه تعادل قدرت در روابط دولتهای حاکم ومستقل طرفداری میکنند. نظریه بینابینی نیز معتقد به توسل به تدابیر دسته جمعی یاامنیت گروهی برای مقابله با قدرتهای سرکش و متجاوز میباشد.

آنچه مسلم است نقش قدرت در سیاست داخلی متفاوت از اثر آن در سیاست وروابط بینالمللی است. در نظام سیاسی جامعه ملی، قدرت منحصراً در اختیار دولت حاکماست و براساس قوانین جاری حق مجازات و تنبیه بزهکاران و گردن کشان و متجاوزینمشروعاً در انحصار نظام حکومتی است. درحالی که در حوزه جامعه بینالمللی حدود وثغور این قدرت و مشروعیت اعمال مجازات و تنبیه متجاوزین در هالهای از ابهام قرارگرفته است و با وجود ارگانهای عدیده بینالمللی و قوانین مدّون و غیره مدوّن، قدرتحاکمهای همانند جامعه ملی وجود ندارد. برخی حقوقدانان با توسل به این شیوه نگرشحتی معتقدند آنچه که بنام حقوق بینالملل از آن یاد میکنیم در واقع حقوق بمفهوم واقعیآن نیست زیرا در سطح جهان قدرت فراملی با تضمینات ضروری حقوقی وجود ندارد.

اگر نظریه سنتی فقدان قدرت حاکم در روابط بینالمللی را مورد توجه قرار دهیمدرک بسیاری از مسائل مبتلا به جامعه بشری آسانتر میگردد. البته این طرز تلقی بانظریات نئومارکسیستی درباره ریشههای قدرت امپریالیستی تفاوت اصولی دارد.ایدهآلیستها به همان اندازه به مسائل ماهوی و مقوله قدرت اهمیت میدهند کهرئالیستها ولکن با وجود نگرش سنتی هر دو گروه به مسئله قدرت، استنتاج آنها در اینزمینه متفاوت است. ایدهآلیستها که امنیت گروهی و دسته جمعی را متضمن الزاماتقانونی تلقی میکند، در عین حال معتقدند که این ساختار بر ملاحظاتی معلول قدرت وبازدارندگی نیز متکی میباشد. نظریه پردازان رئالیست مخالف امنیت دسته جمعی هستندلکن منطق این پیشنهاد را میپذیرند.

نتیجه مترتب بر این فرضیه که روابط بین دول را ملاحظات قدرت معین میکند،همواره باین موضوع ختم شده که مطالعه سیاست و حقوق بینالملل کنکاش در مقولهجنگ و صلح و کشمکش بین دولتهاست. شاید این فرض باطلی نباشد زیرا آنچه که در عملمشاهده میکنیم جز این نیست. زیرا وقتی به اساسنامهها و اقدامات سازمانهای بینالمللیتوجه میکنیم میبینیم که همواره هدف در جهت محدود نمودن زمینه و انگیزه قدرتطلبیو مهار نیروهای مخرب یا انحطارطلب تنظیم گردیده است. حتی نظریههای روابطبینالملل عموماً بر مبنای رفتار قدرتهای بزرگ پایهگذاری شده است. در این قواره، دولتدر چهارچوب مرزی و قلمرو معینی دارای قدرت حاکم است و در ارتباط با سایر دولتهاعلیالاصول مصون از نفوذ و مستقل عمل میکند. وظیفه آن در داخل برقراری نظمعمومی، و دفاع از منافع و امنیت در مقابل تهدیدات سایر قدرتها از خارج میباشد. در اینالگو، صلح موقعی بدست میآید که تعادل قدرت و یا بعبارت دیگر بازدارندگی سیاسیوجود داشته باشد. این نظام همان چیزیست که میتوان به آن قانون جنگل اطلاق کرد.یعنی ضعیف یا بایستی بلعیده شود و یا در کنار قوی پناه بگیرد و یا در نهایت ضعفا درمقابل اقویا با هم متحد شده وجلو نفوذ و تعدی و تجاوز آنها را سد کنند.

آرمان گرایان و واقع بینان (یا به عبارتی ایدهآلیستها و رئالیستها) هریک دیدگاهخاصی از طیف مقولات اجتماعی منجمله منشاء نیروهای محرکه جامعه، فلسفه وجود وقلمرو عمل و قدرت دارند و طرز تلقی آنان نیز از یکدیگر متمایز است. برای آنکه درکمطالبی که در سطور و فصول آینده خواهد آمد آسانتر گردد، این دیدگاهها را به اجمال درجدول صفحه بعد خلاصه کردهایم.

انگیزه قدرتطلبی دولتها از منافع ملی نشئت میگیرد. عموماً ماهیت این منافع جنبهادراکی دارد و عناصر تشکیل دهنده آن کم و بیش تابع عواملی هستند که دولتها در بوجودآوردن آن دخالت چندانی نداشتهاند. عوامل جغرافیائی از جمله مهمترین آنها میباشند. درنظام جهانی، ما ضرورتاً با تودهای که محصول جمع کمّی نظامهای مختلف ملی استسروکار نداریم. اصولاً فرآیند نظامهای ملی در سیستم روابط بینالمللی الگوی خاصخود را دارد که شباهتی با آحاد تشکیل دهنده آن ندارد. ویژگی جامعه ملی نظم قانونی وتابعیت آن از قدرت مؤثر و مشروع است. درحالیکه در جامعه بینالمللی اساس بر هرج ومرج و اختلاف است واگر ترسی وجود دارد ناشی از قدرت قانونی (یا وجدان واخلاق اجتماعی) نیست بلکه هراس از جنگ و مصائب مترتب بر آن میباشد. اگر این وحشت ازبین برود یا فرضاً به پیروی از ایدئولوژی خاصی ارزشهای دیگری در این قلمرو حاکم ومستولی گردد، آنگاه عامل بازداندگی و بیم از عقوبت و مصائب جنگ از بین رفته و رفتاردولتها در صحنه روابط بینالمللی دگرگون میشود.

این گفته بیجائی نیست که «وجه تمایز جامعه بینالمللی از سایر جوامع اینست کهقدرت آن اعم از سیاسی، اخلاقی، اجتماعی در اعضاء آن متمرکز است و ضعف آن نمودیاست از این قدرت». ملاحظات فوق بخوبی نشان میدهد که مطالعه نقش قدرت ومشروعت آن در جامعه بینالمللی و جامعه ملی با درنظرگرفتن منافع، اهداف و موانع ومحدودیتهای آن، مقولهای دشوار و در عین حال ظریف و حساس میباشد. آنها که سالیاندراز در این راه طی مسیر کردهاند هنوز اندرخم کوچه مباحثات اصولی و مقدماتی آنگرفتار آمدهاند. بدیهی است که این نگارنده نیز در این وادی ادعای نوآوری ندارد.

محتوای این کتاب نیز در جهت روشن نمودن جوانب نظری و عملی موضوعات فوق تدوین گردیده است. اگر در این راستا نگارنده کمترین توفیقی حاصل نماید، بدون شک بههدف خود از نارش این سطور نائل آمده است.

فصول اول و دوم سعی در تعریف قدرت، انگیزه کسب وتفکیک مفاهیم آن ازدیدگاههای مختلف دارد. بررسی روند توسعه قدرت و سیاست و فرآیندهای تاریخیبرخورد اندیشههای سیاسی و فلسفی زمینه درک مفاهیم این دو مقوله اجتماعی را فراهمخواهد آورد.

در فصل سوم، نقش قدرت در نظام جامعه مطرحمی باشد. در این قسمت، حکومتبعنوان دستگاهقدرت نهاد یافته، اساس و اصول مشروعیت قدرت، روابط آن با مردم وعوامل توسعه یا انحطاط و زوال آن و همچنین کیفیت موازنه و کنترل ابزار قدرت درجامعه مورد تحلیل قرار میگیرد. فصل چهارم، مسلک و مبانی عقیدتی قدرت را بررسیمیکند. موضوع تضاد، رقابت و تقابل قدرت در چهارچوب واحدهای سیاسی مختلف درطیف ایدئولوژی و مسلکهای گوناگون، از جمله مسائلی است که در تکمیل مبحث فصلقبل، ابعاد و زوایای دیگر قدرت در جامعه را روشن میسازد. در این فصل بخش مجزائیبه بررسی مبانی و نقش قدرت در ایدئولوژی اسلامی اختصاص داده شده است.

قدرت و ژئوپلتیک موضوع فصل پنجم است که در آن عوامل و عناصر مختلفقدرت ملی مشروحاً مورد بررسی قرار میگیرد. مطالعه این فصل روشن خواهد ساختکه چگونه میتوان ادعا کرد یک کشور دارای قدرت است و چه عوامل طبیعی، جغرافیائی،مادی و معنویدر بوجود آوردن قدرت نظامی مؤثرند با تکیه بر مسئله سیاست دفاعیامنیت و استراتژی را مورد تحلیل قرار خواهد داد. در همین فصل بحث مختصری درارتباط با سیاست کسب برتری نظامی در اقلیمهای سه گانه دریائی، زمینی، هوائی همراهبا نقد اندیشههای نظریه پردازانی مانند «ماهان» و «مکیندر» ارائه خواهد شد.

در فصل هفتم چشم انداز قدرت در روابط جاری بینالملل با تأکید بر مسائل ملموسخاورمیانه و خلیج فارس تحلیل میگردد. بالاخره در یک نتیجهگیری کلی، شاخصهایارزیابی و محاسبه قدرت، محدودیتهای کاربرد آن، توازن و بازدارندگی و مقوله قدرت واخلاق مورد بررسی اجمالی قرار میگیرد.

با اذعان به اینکه فصول نهائی این کتاب هنوز برای توسعه و بسط موضوعات جایخالی فراوان دارد، امید است در آینده بتوانم در فرصتی بهتر حق مطلب را بنحو بایسته اداکرده و بیاری خدا نسبت به تکمیل بحثهائیکه در شرایط فعلی به علت تراکم کار میسرنگردید اقدام نمایم.

۲- پدیده قدرت:

برتر اندراسل معتقد است که «قوانین علم حرکات جامعه قوانینی هستند که فقطبرحسب قدرت قابل تبییناند نه برحسب این یا آن شکل از قدرت» در همین راستا اومیگوید «برای کشف این قوانین لازم است که نخست اشکال مختلف قدرت را طبقهبندیکنیم و سپس به مطالعه نمونههای تاریخی مهمی بپردازیم که نشان میدهند چگونهسازمانها و افراد بر زندگی مردمان تسلط یافتهاند. راسل در این موضعگیری فلسفیجهانی از قدرت را مورد توجه قرار میدهد که بقول خود وی در کشف قوانین علم دراجتماع به او کمک میکند. رئالیستهای سنت گرا نیز نیروهای محرکه را در جامعه وروابط بینالملل در مفهوم قدرت جستجو میکنند. نوگراها یا مدرنیستها هم ازین قافلهجدا نیستند و مناسبات قدرت را سرچشمه مراودات بینالمللی به حساب آوردهاند.

میل به قدرتدر انسان حدودی نمیشناسد، زیرا برخلاف سایر موجودات زنده،آدمیزاد قدرت را نه تنها برای بقاء و استمرار حیات طلب میکند بلکه هنگامی که بحد کفایتاز آن برای ادامه حضور در صحنه زندگی دست یافت و خاطرش از بابت نیازهای اولیهمانند خوراک و خواب و اطفاء غرایز طبیعی راحت شد آنگاه بفکر مدارج بالاتر از تأمینخواستهها مانند کسب حیثیت و مقام و نفوذ و ایجاد سلطه میافتد.

تجلیّات قدرت در فرد متفاوت از آثار آن در گروه است. همچنان که نقش قدرت درجامعه داخلی با آثار آن در جامعه بینالمللی تفاوت دارد. کانت معتقذ است که «انسانخصلتی غیراجتماعی دارد که محرک وی در سوق دادن همه چیز بسوی خود خویشتناست. چنین انسانی ذاتاً برای دست یافتن به تمایلات خود، امر اجتماعی قدرت و اجبارات ومحدودیتهای مربوطه را نادیده میگیرد. اما از آنجا که انسان مجرد در صحنه متلاطمزندگی قادر به هیچ کاری نیست، لذا به تجربه درمییابد که برای اطفای تمایلات وخواستهها ناگزیر از قبول واقعیت دیگریست که در تشکل گروهی در جامعه بصورتقدرت متجلی میگردد. بدین ترتیب هیجان ناشی از قدرت گروه، انگیزه برای فرد ایجادمیکند که در راه کسب آن بطرق مختلف بکوشد.

قدرت اجتماعی هنگامی روی فرد سنگینی میکند که با عواطف و انفعالات آن درتضاد باشد. در جامعه بینالمللی نیز همین ویژگی برقرار است، منتها در اشکال و قالبهایدیگر. در جامعه قدرت بصور مختلف ظاهر میگردد، لکن منشاء آن معمولاً از فرد یا گروهافراد میباشد. حتی از دیدگاه متافیزیکی، تجلی عینی قدرت در جامعه، جول محور انسانو یا مردم است، درحالی که منشاء قدرت ممکن است در ذات لایزال و پروردگار عالمجستجو شود.

ماکس وبر بر تمایز مفهوم قدرت – از سلیه، اولی را امکان (یا شانسی) تلقی میکند«که فاعل برای تحمیل اراده خویش بر دیگری، حتی در صورت مقاومت او، داراست.» بدینترتیب قدرت در چهارچوب یک رابطه نابرابر اجتماعی قرار میگیرد. فاعلان ممکن استاشخاص باشند یا گروهها و در مفهوم گستردهتر دولتها. و بر تفاوت بین قدرت وسلطه رادر فلسفه و نهاد مشروعیت آنها جستجو میکد. ازین دیدگاه، عامل قدرت ضروتاً مشروع،یا تبعیت، اجباراً در حکم وظیفه نیست، درحالی که در مورد سلطه اطاعت علیالاصولمبتنی بر پذیرش کسانی است که از فرمان داده شده تبعیت میکنند. مشروعیت اعمالقدرت و سلطه در گروهبندی سیاسی ماکس وبر متجلی میشود و به عقیده او دولت وحکومت تنها مرعی است که در جامعه انحصار کاربرد زور و اعمال اجبار جسمانی را دردست دارد.

از نظر ماکس وبر هنگامی که قدرت سیاسی با قدرت روحانی درهم آمیختهمیشود، یعنی زمانی که قدرت مرجعیت و منشاء خود را در عنصر فوق بشری و الهیجستجو میکند، اطاعت از چنین قدرتی کمتر تحت تأثیر اجبار جسمانی قرار میگیرد، بلکهعامل اخلاق و انگیزههای فرادنیائی و ارزشهای معنوی بر آن حاکم میگردد.

ماکس وبر سه نوع سلطه را از هم تفکیک میکند: عقلانی، سنیت و جاذبهای یاکراماتی. هریک ازین انواع مبتنی بر خصلت ویژه انگیزشی است که اطاعتیا فرمانبرداریاز آن سرچشمه میگیرد. نوع اول و دوم بترتیب بر محور ایمان به مشروعیت قانونی یاسنتی مقام حاکم است و نوع سوم از گونهای جاذبه فردی و شخصی نشئت میگیرد که درمقطعی از تاریخ و مرحلهای از زندگی سیاسی جامعه با ظهور چهرهای استثنائی بروزمیکند. قدرت یا سلطه کراماتی ممکن است در جهت تعالی یا سقوط و اضمحلال کشور یاجامعهای بکار گرفته شود.

نزد راسل، قدرت در علوم اجتماعی همان مفهوم انرژی در علم فیزیک را تداعیمیکند. او معتقد است که قدرت مانند انرژی اشکال گوناگون دارد، همچون ثروت، سلاح،نفوذ معنوی، مقام واقتدار ناشی از شکل و موقعیت اجتماعی و غیره. در عین حال به باوراو

حقوقی...

ما را در سایت حقوقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser dehghani بازدید: 195 تاريخ: يکشنبه 29 تير 1393 ساعت: 11:51

صفحه بندی